غزلیات
از مجموعه اشعار سلمان ساوجی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
دل به بوی وصل آن گُل آب و گِل را ساخت جا ورنه مقصود آن گل استی گل کجا و دل کجا از هوایِ دل گلِ بستان خوبی یافت رنگ وزرگل…
غزل شمارهٔ ۲
امشب من و تو هر دو، مستیم، ز می امّا تو مست می حسنی، من، مست می سودا از صحبت من با تو، برخاست بسی فتنه دیوانه چو بنشیند،…
غزل شمارهٔ ۳
ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را مددی که چشم مستت به خمار کشت ما را ز وجود خود ملولم قدحی بیار ساقی بِرَهان مرا زمانی ز…
غزل شمارهٔ ۴
به دست باد گهگاهی سلامی میرسان یارا که از لطف تو خود آخر سلامی میرسد ما را خُنُک باد سحرگاهی که در کوی تو گه گاهش مجال…
غزل شمارهٔ ۵
مگسوار از سر خوان وصال خود مران ما را نه مهمان توام آخر بخوان روزی بخوان ما را کنار از ما چه میجویی میان بگشاد می، بنش…
غزل شمارهٔ ۶
زان پیش کاتصال بود خاک و آب را عشق تو خانه ساخته بود این خراب را مهر رخت ز آب و گل ما شد آشکار پنهان به گل چگونه کنند آف…
غزل شمارهٔ ۷
نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟ سایه برداشت ز من مهر تو ناگاه چرا؟ روشن است این که مرا، آینه عمر، تویی در تو آهم نکند…
غزل شمارهٔ ۸
نقش است هر ساعت ز نو، این دور لعبت باز را ای لعبت ساقی! بیار، آن جام خم پرداز را چون تلخ و شوری میچشم، باری بده تا در ک…
غزل شمارهٔ ۹
خیال نرگس مستت، ببست خوابم را کمند طره شستت، ببرد تابم را چو ذره مضطربم، سایه بر سر اندازم دمی قرار ده، آشوب و اضطرابم ر…
غزل شمارهٔ ۱۰
ای که روی تو بهشت دل و جان است مرا ای که وصل تو مراد دل و جان است مرا چون مراد دل و جانم تویی از هر دو جهان از تو دل برن…