غزلیات
از مجموعه اشعار کلیم در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
فصل گل روی تو جوان ساخت جهان را حسن تو ازین باغ برون کرد خزان را بر طاقت ما کار چنین تنگ مگیرید ای خوشکمران تنگ مبندید …
غزل شمارهٔ ۲
بدل کردم به مستی عاقبت زهد ریایی را رسانیدم به آب از یمن می بنیاد تقوی را ز سینه این دل بیمعرفت را میکنم بیرون چرا بیه…
غزل شمارهٔ ۳
درین چمن چو گلی نشنود فغان مرا کجاست برق که بردارد آشیان مرا حدیث زلف تو از دل به لب چو می آید بسان خامه سیه می کند زبان…
غزل شمارهٔ ۴
بسکه ز دیده ریختم خون دل خراب را گریه گرفت در حنا پنجهٔ آفتاب را تاب نظر ندارم و ضبط نگه نمی کنم بیشتر است حرص می، رندِ …
غزل شمارهٔ ۵
ضعف طالع برده از من قوت تدبیر را برنتابد از خرابی خانهام تعمیر را گر چنین شاداب از خون شهیدان میشود آب پیکان سبز خواهد…
غزل شمارهٔ ۶
گرم خون کردم به مژگان آه آتشناک را شستهام از آتش خود کینهٔ خاشاک را حرز مینا هست از بدگردیِ گردون چه باک در بغل داریم س…
غزل شمارهٔ ۷
لب فرو بستم، زیان دارد زباندانی مرا چشم پوشیدم نمیزیبید عریانی مرا شانه و زلف تو یادی میدهد از جان من بیتو زینسان د…
غزل شمارهٔ ۸
در آتش ار فکنم تخم مهربانی را دهم به تربیتش آب زندگانی را به دوستی که گرَم دسترس به جان باشد به مزد کینه دهم دشمنان جان…
غزل شمارهٔ ۹
بگذاشتم به هم بد و نیک زمانه را آزادهام، نه دام شناسم، نه دانه را سرمای سرد مهری گل بود در چمن آتش زدیم خار و خس آشیانه…
غزل شمارهٔ ۱۰
تا یافتم رسایی دست کشیده را آورده ام به چنگ مراد رمیده را عریان تنی خوش است ولی ذوق دیگر است جیب دریده دامن در خون کشیده…