پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار امیر شاهی سبزواری در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۸۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما این حرف شد ز روز ازل سرنوشت ما کارم بسینه تخم وفای تو کشتن است خود عقل خنده میزند از کار …

۱

شمارهٔ ۲ - استقبال از حافظ

بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دل‌ها مرو کز اشک مشتاقان به خون آغشته منزل‌ها به تقصیر وفا عیبم مکن، کز آب چشم من هنوز ا…

۲

شمارهٔ ۳

لبالب است ز خون جگر پیاله ما دم نخست چنین شد مگر حواله ما بر آستان تو شب‌ها رود که مردم را به دیده خواب نیاید ز آه و نال…

۳

شمارهٔ ۴

ابر آمد و بگریست بر اطراف چمن‌ها شد شسته به شبنم رخ گلها و سمن‌ها با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ چون لاله به خون جگر …

۴

شمارهٔ ۵

ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را کز دل برون کنیم غم دیر ساله را بلبل ز روی گل همه حرف جفا شنید آه ار ورق بباد دهند این رس…

۵

شمارهٔ ۶

جان بهر تو در بلاست ما را دل پیش تو مبتلاست ما را پیشت بدعا برآورم دست در دست همین دعاست ما را هر شب به هوای خاک کویت دی…

۶

شمارهٔ ۷

به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را خم زلفت به قلاب محبت می‌کشد ما را اگر درپایت افکندم سری، عیبم مکن، کآنجا چنان ب…

۷

شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندی

چشم تو برانداخت به می، خانه ما را بگشود به رندی در میخانه ما را از دیده و دل چند خورم خون خود، آخر سنگی بزن این ساغر و پ…

۸

شمارهٔ ۹

اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز را چند به دل فرو خورم، ناله جان‌گداز را؟ هر سحری ز خون دل، آب زنم به راه تو رفته به دامن…

۹

شمارهٔ ۱۰

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم باز آرزوی آن تک و دو می‌…

۱۰
۱/۱۹