رباعیات
از مجموعه اشعار مولانا در دیوان شمس
فهرست اشعار
رباعی شمارهٔ ۱
آن دل که شد او قابل انوار خدا پر باشد جان او ز اسرار خدا زنهار تن مرا چو تنها مشمر کو جمله نمک شد به نمکزار خدا
رباعی شمارهٔ ۲
آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا وان نقش تو از آب منی نیست بیا در خشم مکن تو خویشتن را پنهان کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا
رباعی شمارهٔ ۳
آن کس که ترا نقش کند او تنها تنها نگذاردت میان سودا در خانه تصویر تو یعنی دل تو بر رویاند دو صد حریف زیبا
رباعی شمارهٔ ۴
آن لعل سخن که جان دهد مرجان را بیرنگ چه رنگ بخشد او مر جان را مایه بخشد مشعلهٔ ایمان را بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را
رباعی شمارهٔ ۵
آن وقت که بحر کل شود ذات مرا روشن گردد جمال ذرات مرا زان میسوزم چو شمع تا در ره عشق یک وقت شود جمله اوقات مرا
رباعی شمارهٔ ۶
آواز ترا طبع دل ما بادا اندر شب و روز شاد و گویا بادا آواز تو گر خسته شود خسته شویم آواز تو چون نای شکرخا بادا
رباعی شمارهٔ ۷
از آتش عشق در جهان گرمیها وز شیر جفاش در وفا نرمیها زان ماه که خورشید از او شرمندهست بیشرم بود مرد چه بیشرمیها
رباعی شمارهٔ ۸
از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما از بس که همی خوریم می بر سر می ما در سر می شدیم و می در سر ما
رباعی شمارهٔ ۹
از خاک ندیده تیره ایامان را از دور ندیده دوزخ آشامان را دعوی چکنی عشق دلارامان را با عشق چکار است نکونامان را
رباعی شمارهٔ ۱۰
از ذکر بسی نور فزاید مه را در راه حقیقت آورد گمره را هر صبح و نماز شام ورد خود ساز این گفتن لا اله الا الله را