غزلیات
از مجموعه اشعار جویای تبریزی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
الهی ره نما سوی خود این مدهوش غافل را ز دردت جامه زیب داغ چون طاووس کن دل را برد بیطاقتی از عالم هستی برون دل را تپیدن …
شمارهٔ ۲
درونم بیتو شد دریای خون از شوق دیدنها حبابش داغهای سینه، موجش دل تپیدنها تپیدن میکند محرومتر از دولت وصلت که سازد …
شمارهٔ ۳
چنان به پیش فلک نالم از غمت شبها که خون دل میچکد از دیدههای کوکبها چو بسته خون دلم را به خویش میآرد برای خنده گشایم…
شمارهٔ ۴
ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را تا تو ره دادی بیفزود اعتبار آیینه را گرد کلفت می نشیند بر دل از اندک غمی می کند آهی نها…
شمارهٔ ۵
چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را که سنگینی کند پیراهن بوی بهار او را به سیر گلشنش با این نزاکت چون توان بردن رسد ترس…
شمارهٔ ۶
ای به قربان تو گردند کمان ابروها گردش چشم تو تعلیم رم آهوها تا به کی در نظرت جلوهٔ صورت باشد حسن معنی نگر از آینهٔ زانوه…
شمارهٔ ۷
صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما حباب آب حیاتست جام بادهٔ ما ز قوت دل و بازوی ناتوانیهاست اگر ز رخ نبرد رنگ ایستادهٔ ما هز…
شمارهٔ ۸
بی سرو قدت خاک نشینند چمنها شد پنبهٔ داغ جگر لاله سمنها کارم به حریف دو زبان کاش فتادی چون غنچه سراپای زبانند دهنها ب…
شمارهٔ ۹
نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را که ترسم گرمی نظاره ای گیرد گلابش را نسیم امروز با بوی که آمد رو به این وادی که ماند …
شمارهٔ ۱۰
کی به گوش او کند جا ناله های زار ما سرمهٔ آواز شد خون دل افگار ما غنچه سان از شکوه گر لبریز خون دل شویم گل کند رنگ خموشی…