پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار جهان ملک خاتون در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱٬۴۱۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

نه توان پیشِ تو آمد نه تو آیی بر ما کیست پیغام‌رسان من و تو غیر صبا؟ بیش از این طاقتِ بارِ شبِ هجرانم نیست ای عزیز از سر…

۱

شمارهٔ ۲

ای گوهر لطافت و ای منبع صفا بردیم از فراق تو بر وصلت التجا بر بستر غمیم فتاده ز روز هجر آخر شبی خلاف فراقت ز در درآ بر د…

۲

شمارهٔ ۳

دلبرا تا کی مرا داری ز وصل خود جدا رحمتی کن بر من دلخسته از بهر خدا نیک زارم در غم عشقت به تاریکی هجر از من مسکین پیامی …

۳

شمارهٔ ۴

من دلداده ندارم به غم عشق دوا چارهٔ درد من خسته بجو بهر خدا من سودازده در عشق تو سرگردانم همچو زلف تو به گرد رخ تو بی سر…

۴

شمارهٔ ۵

تو سر بر من گران داری نگارا نگویی از چه رو آخر خدا را مکن بر من جفا و جور از این بیش که طاقت طاق شد زین جور ما را ز حد ب…

۵

شمارهٔ ۶

رحمی بکن آخر به من خسته خدا را از حد مبر آخر به دلم جور و جفا را زین بیش نمانده‌ست مرا طاقت هجران آخر نظری کن به من از ل…

۶

شمارهٔ ۷

ز دل کردی فراموشم تو یارا مگر عادت چنین باشد شما را؟ ز شوق نقطهٔ خالت چو پرگار چرا سرگشته می‌داری تو ما را بترس از آه زا…

۷

شمارهٔ ۸

اسباب جهان نیست میسّر دل ما را آخر که کند حل به جهان مشکل ما را بر درد دل خلق جهانی چو طبیبی از لطف دوایی بکن آخر دل ما …

۸

شمارهٔ ۹

مستغرق بحر غم عشقیم نگارا خود حال نپرسی که چه شد غرقهٔ ما را ای دوست به فریاد دل خستهٔ ما رس بفرست نوایی من بی‌ برگ و نو…

۹

شمارهٔ ۱۰

بسیار بگفتم دل دیوانهٔ خود را پندم نکند گوش زهی خیرهٔ خود را روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأی تدبیر ندارم چه کنم طالع بد…

۱۰
۱/۱۴۲