رباعیات
از مجموعه اشعار ابوالفرج رونی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ارزانی عشوه تو هستم صنما تا چون دل خسته به تو بستم صنما گر نیز ترا به دوستی نپرستم چون زلف تو خورشید پرستم صنما
شمارهٔ ۲
ای محتشمان حضرت آنید شما کز فضل در آفاق نشانید شما این پایه چرا همی ندانید شما منصور سعید را نمانید شما
شمارهٔ ۳
گه نیک به گفتار برافروخت مرا گه سخت به کردار جگر سوخت مرا چون بستن گفتار بیاموخت مرا بر تخته عشق کرد و بفروخت مرا
شمارهٔ ۴
از درد فراقت ای به لب شکر ناب نی روز مرا قرار و نی در شب خواب چشم و دل من ز هجرت ای در خوشاب صحرای پر آتش است و دریای پر…
شمارهٔ ۵
ای رأی سفر کرده فغان از رایت خود بی تو چگونه دید بتوان جایت از دیده کنم رکاب هجر افزایت تا مردمکش همی پرستد پایت
شمارهٔ ۶
چون چرخ برافکند ردای زربفت بنشست به صد حیله و برخاست به تفت گفتم که مرو چو این بگفتم که برفت رفتم که دمید صبح و آمد آگفت
شمارهٔ ۷
با روی تو آبله بسی کوشیدست تا خلعتی از مهر در او پوشیده است گفتی که دو هفته ماه نو پوشیده است روضه گل و یاسمن بر او جوشی…
شمارهٔ ۸
روی تو ز مشک زلف قارون گشته ست زلف تو ز عکس روی میگون گشته است مستانه دو چشم تو دژم چون گشته ست گفتی که برشک هر دو پرخون…
شمارهٔ ۹
از عقل نگر تا نبرد نام دلت تا غم نخورد به کام و ناکام دلت بر جهل مگر بگیرد آرام دلت کز جهل به خرمی کشد کام دلت
شمارهٔ ۱۰
ای دل چو به تو چشم تو بهتر نگرد ترسم که ترا چو شمع چشمت بخورد از دیده بر آتش تو ریزم آبی تا از تو بلای چشم من در گذرد