غزلیات
از مجموعه اشعار سیدای نسفی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
خداوندا بشوی از گرد بدنامی جبینم را نگه دار از سر دست سخن چین آستینم را مرا چون شمع جا در مجلس صافی ضمیران ده چراغ انجمن…
شمارهٔ ۲
خداوندا رهایی ده ز بند درد پایم را نگه از غنچه خسبی دار باغ دلگشایم را توانایی کرم فرما که بی امداد برخیزم مکن محتاج بر …
شمارهٔ ۳
یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرا از لب جان بخش اهل دل کبابی ده مرا سینه ام یک ذره خالی نیست از اندوه و غم خانه تاریک دار…
شمارهٔ ۴
ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش را کند سنگ فلاخن چرخ ماه و آفتابش را سر خود آرد و در حلقه فتراکش آویزد اگر آهو ببیند …
شمارهٔ ۵
شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا صحت کامل عنایت ساز بیمار مرا چون کمان روزی که پشت من ز پیری خم شود حلقه گوش جوانان ساز …
شمارهٔ ۶
به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما زند به تیغ تو خود را گلوی بسمل ما چرا به خانه ما بی ابا نمی آیی چراغ آئینه گل می کند ز …
شمارهٔ ۷
ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما نشیند چار زانو بر سر آتش سپند ما ندارد امتداد افغان جان دردمند ما بود مد نگاه برق فریاد …
شمارهٔ ۸
ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما پروانه چراغ تو مرغ کباب ما از سنگ سرمه زیر سر ماست بالشی ای شوخ چشم آمده یی تا به خواب م…
شمارهٔ ۹
غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما بر سر ما بس بود شاخ گل بالین ما پای خواب آلود ما در زیر دامن سرمه گشت کوه در فریاد شد …
شمارهٔ ۱۰
ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما بهار لاله ما گل کند ز ساغر ما چرا چو شمع به بالین ما نمی آیی ز انتظاریی بی حد سفید شد س…