پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مقطعات

از مجموعه اشعار مسعود سعد سلمان در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۴۴
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - ناله از قلعه نای

به جمله ما که اسیران قلعه ناییم نشسته ایم و زیان کرده بر بضاعتها نه مالهایی کآنگاه بود فایده داشت نه سود دارد اکنون همی …

۱

شمارهٔ ۲ - شاعران بینوا

شاعران بینوا خوانند شعرِ با نوا وز نوای شعرشان، افزون نمی گردد نوا طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته عندلیبم من که هر ساعت…

۲

شمارهٔ ۳ - اندرز

آسان گذران کار جهان گذران را زیرا که جهان خواند خردمند جهان را پیراسته می دار به هر نیکی تن را آراسته می خواه به هر پاکی…

۳

شمارهٔ ۴ - هجا

با تو نکال از هجاست زیراک به جلوه است آن تن تو و ایضا مست و خراب دوش بخفتی شد پاره دامن تو و ایضا واکنون دو رنگ بینم از …

۴

شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصر

خواجه ناصر خدای داند و بس کآروزی تو تا کجاست مرا من چو رفتم تو هیچ کردی یاد صحبت من بگوی راست مرا کار چونست مر تو را کام…

۵

شمارهٔ ۶ - شکایت

نه جای شخودن بماند از دو رخ نه جای دریدن بماند از قبا بگریم همی در فراقت چنانک که داود بر تربت او ریا که از بس سرشکم برو…

۶

شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعید

ای مایه سعادت ای بوسعید ای از سعود گشته مرکب جاهت ز چرخ یافته میدان رایت ز مهر ساخته مرکب روحی ز عیب و نقص منزه عقلی به …

۷

شمارهٔ ۸ - شکوه

ای بزرگی که پایه قدرت همچو خورشید بر فلک سوده ست مفلس از جود تو غنی گشته ست رنجه از جاه تو برآسوده ست صیقل عدل تو به تیغ…

۸

شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده

خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل غم معشوقه هیچ کمتر هست هستی آگه ز حال کآن خاتون جز تو آنجاش یار دیگر هست در وفای تو گر خورد…

۹

شمارهٔ ۱۰ - ستایشگری

ای بزرگی که در همه احوال ناصر تو خدای بیچونست کمترین پایه ای ز همت تو برترین موضعی ز گردونست خلق تو جسم عنبر ساراست لفظ …

۱۰
۱/۱۵