مقطعات
از مجموعه اشعار مسعود سعد سلمان در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - ناله از قلعه نای
به جمله ما که اسیران قلعه ناییم نشسته ایم و زیان کرده بر بضاعتها نه مالهایی کآنگاه بود فایده داشت نه سود دارد اکنون همی …
شمارهٔ ۲ - شاعران بینوا
شاعران بینوا خوانند شعرِ با نوا وز نوای شعرشان، افزون نمی گردد نوا طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته عندلیبم من که هر ساعت…
شمارهٔ ۳ - اندرز
آسان گذران کار جهان گذران را زیرا که جهان خواند خردمند جهان را پیراسته می دار به هر نیکی تن را آراسته می خواه به هر پاکی…
شمارهٔ ۴ - هجا
با تو نکال از هجاست زیراک به جلوه است آن تن تو و ایضا مست و خراب دوش بخفتی شد پاره دامن تو و ایضا واکنون دو رنگ بینم از …
شمارهٔ ۵ - به خواجه ناصر
خواجه ناصر خدای داند و بس کآروزی تو تا کجاست مرا من چو رفتم تو هیچ کردی یاد صحبت من بگوی راست مرا کار چونست مر تو را کام…
شمارهٔ ۶ - شکایت
نه جای شخودن بماند از دو رخ نه جای دریدن بماند از قبا بگریم همی در فراقت چنانک که داود بر تربت او ریا که از بس سرشکم برو…
شمارهٔ ۷ - مدح ابوسعید
ای مایه سعادت ای بوسعید ای از سعود گشته مرکب جاهت ز چرخ یافته میدان رایت ز مهر ساخته مرکب روحی ز عیب و نقص منزه عقلی به …
شمارهٔ ۸ - شکوه
ای بزرگی که پایه قدرت همچو خورشید بر فلک سوده ست مفلس از جود تو غنی گشته ست رنجه از جاه تو برآسوده ست صیقل عدل تو به تیغ…
شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده
خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیل غم معشوقه هیچ کمتر هست هستی آگه ز حال کآن خاتون جز تو آنجاش یار دیگر هست در وفای تو گر خورد…
شمارهٔ ۱۰ - ستایشگری
ای بزرگی که در همه احوال ناصر تو خدای بیچونست کمترین پایه ای ز همت تو برترین موضعی ز گردونست خلق تو جسم عنبر ساراست لفظ …