رباعیات
از مجموعه اشعار کلیم در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
هر چند که مرد قول و فعلش تبه است برداشتن پرده ز کارش گنه است رسوا شود آنکه می درد پرده خلق زر قلب در آید و محک روسیه است
شمارهٔ ۲
از راز دو کون گر کس آگاه افتد چون جاده سر براه هر راه افتد بیچاره به تنگنای دولت چه کند مانند شناوری که در چاه افتد
شمارهٔ ۳
شیرینم و مغز سخنانم تلخ است عیش همه عالم از زبانم تلخ است منهم از خویش در عذابم که مدام از گفتن حرف حق دهانم تلخ است
شمارهٔ ۴
خوبان که همی رمند ز افسون فلک رامند به بی تعینان بیشترک در صید بتان جامه صیادی پوش پا تابه و گیوه و کلاه و کپنک
شمارهٔ ۵
هنگام بهار سیر گلشن نکنیم تا بلبل را بخویش دشمن نکنیم تا نستانیم رخصت از پروانه در خانه خود چراغ روشن نکنیم
شمارهٔ ۶
پر داغ دل از جور جهانیست مرا از هر که نشان دهی نشانیست مرا تنها نه همین ستم کش افلاکم هر ذره خاک آسمانیست مرا
شمارهٔ ۷
برگشتن عمر را نمود آمدنت بسیار بکام شوق بود آمدنت از آمدنت که نوبهار طربست دانی که چه بهتر است زود آمدنت
شمارهٔ ۸
جا کرده اگر شاخ گلی در دل من تنگ آمده است از دل بیحاصل من خاک که شدم که او سر از من نکشید از خاک چمن سرشته گوئی گل من
شمارهٔ ۹
با عقده غم خوشم که کام دلم اوست اینجاست که هر چه حل شود مشکلم اوست بی ناله دمی نیم که از خرمن عمر هر چیز بباد می دهد حاص…
شمارهٔ ۱۰
تا تکلیف تو جا مهیا نکند در انجمن تو بوالهوس جا نکند بیقدر منم که هر کجا بنشستم تا دل نخلد جای مرا وا نکند