مقطعات
از مجموعه اشعار جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - تقاضای کاه
که خواستم از تو زابلهی من گفتی که رهیم نیست اینجا ته تو نه رهی تو نه کاهت ای عشوه فروش باده پیما انبار و رهی چه حاجت ای …
شمارهٔ ۲ - آفتاب راد نیست
من عجب دارم همی از شاعران تا چرا گویند راد است آفتاب گرد صحرا سال و مه گردد همی تا کجا در یابد او یک قطره آب برخورد آن آ…
شمارهٔ ۳ - لغز شمشیر
چیست آن آتش با گونه آب سربسر پر در و لولوی خوشاب گوهرش ریخته بر صفحه سر همچو بر روی زمرد سیماب از نمایش گهر و رنگش راست …
شمارهٔ ۴ - شکایت از دوری
هست سوگندم بنام آنکه هست پیش علمش ذره همچون آفتاب وانکه بی الهام ارشادش خرد باز نشناسد خطا را از صواب کز فراق حضرتت من ب…
شمارهٔ ۵ - کمال الدین محمود
دوستی دی سخنی خوش میگفت دوستی کو بسخن استادست که کمال الدین محمود الحق پسری سخت کریم ورادست در وی انصاف بسی معنی هاست که…
شمارهٔ ۶ - نکوهش فرستنده شراب بد
ای کریمی که دام منت را کرم و بخشش تو دانه ماست بهمه وقت چون فرو مانیم کف زربار تو خزانه ماست گر بخدمت همیرود تقصیر عفو و…
شمارهٔ ۷ - اشتیاق بلقای دوست
بخدای قدیم و قادر و حی که جز او حی جاودانی نیست که مرا بی لقای مخدومان هیچ حظی زرندگانی نیست
شمارهٔ ۸ - نیز هم
بخدائی که هر که بنده اوست در دو عالم حقیقت آزادست کاصفهان بی حضور مخدومان اصفهان نیست وحشت آبادست
شمارهٔ ۹ - مدحت بینعمت
از من اکنون هرکسی را آرزوی مدحتست رایگان بیآنکه بر من هیچ کس را نعمتیست این قدر یارب ندانند آنچه ایشان میکنند خامشی در…
شمارهٔ ۱۰ - ذم عجب و کبر
با چنین کوتهی و مختصری از تو این کبر و عجب بوالعجبیست وجبی نیستی و پنداری کز سرت تا بآسمان وجبیست