پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مقطعات

از مجموعه اشعار جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۵۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - تقاضای کاه

که خواستم از تو زابلهی من گفتی که رهیم نیست اینجا ته تو نه رهی تو نه کاهت ای عشوه فروش باده پیما انبار و رهی چه حاجت ای …

۱

شمارهٔ ۲ - آفتاب راد نیست

من عجب دارم همی از شاعران تا چرا گویند راد است آفتاب گرد صحرا سال و مه گردد همی تا کجا در یابد او یک قطره آب برخورد آن آ…

۲

شمارهٔ ۳ - لغز شمشیر

چیست آن آتش با گونه آب سربسر پر در و لولوی خوشاب گوهرش ریخته بر صفحه سر همچو بر روی زمرد سیماب از نمایش گهر و رنگش راست …

۳

شمارهٔ ۴ - شکایت از دوری

هست سوگندم بنام آنکه هست پیش علمش ذره همچون آفتاب وانکه بی الهام ارشادش خرد باز نشناسد خطا را از صواب کز فراق حضرتت من ب…

۴

شمارهٔ ۵ - کمال الدین محمود

دوستی دی سخنی خوش میگفت دوستی کو بسخن استادست که کمال الدین محمود الحق پسری سخت کریم ورادست در وی انصاف بسی معنی هاست که…

۵

شمارهٔ ۶ - نکوهش فرستنده شراب بد

ای کریمی که دام منت را کرم و بخشش تو دانه ماست بهمه وقت چون فرو مانیم کف زربار تو خزانه ماست گر بخدمت همیرود تقصیر عفو و…

۶

شمارهٔ ۷ - اشتیاق بلقای دوست

بخدای قدیم و قادر و حی که جز او حی جاودانی نیست که مرا بی لقای مخدومان هیچ حظی زرندگانی نیست

۷

شمارهٔ ۸ - نیز هم

بخدائی که هر که بنده اوست در دو عالم حقیقت آزادست کاصفهان بی حضور مخدومان اصفهان نیست وحشت آبادست

۸

شمارهٔ ۹ - مدحت بی‌نعمت

از من اکنون هرکسی را آرزوی مدحتست رایگان بی‌آنکه بر من هیچ کس را نعمتیست این قدر یارب ندانند آنچه ایشان می‌کنند خامشی در…

۹

شمارهٔ ۱۰ - ذم عجب و کبر

با چنین کوتهی و مختصری از تو این کبر و عجب بوالعجبیست وجبی نیستی و پنداری کز سرت تا بآسمان وجبیست

۱۰
۱/۱۶