غزلیات
از مجموعه اشعار بابافغانی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را ذکر تو مطلع غزل طبع سخن سرای را آینه وار یافته یکنظر از جمال تو دل که فروغ میدهد جام ج…
شمارهٔ ۲
ای از لب تو خطبه کلام قدیم را باعث، رسوم شرع تو امید و بیم را اول عظیم داشته شأن ترا خدای وانگاه برفراشته عرش عظیم را چر…
شمارهٔ ۳
در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها شاید که روزی بردمد شاخ گلی زین خارها شد خشت کویت لاله گون گلها دمید از خاک و خون س…
شمارهٔ ۴
به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را چو بود غم تو در دل ز طرب چه سود ما را بنما رخ و همان دان که نماند کس به عالم چه کسیم م…
شمارهٔ ۵
تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را تازه کند به یک نفس داغ هزارساله را کشتهٔ دیرساله را زنده کند به جرعهای چاشنیی که م…
شمارهٔ ۶
ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها سرو را در سایهٔ قد تو در سر نازها بس که میخوانند دلها را به کویت هر نفس بلب…
شمارهٔ ۷
ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محرابها فتنه را از چشم جادوی تو در سر خوابها عارضت آب است و لب آب دگر از تاب می من چنین ل…
شمارهٔ ۸
از عمر بسی نماند ما را بیش از نفسی نماند ما را هر سود و زیان که بود دیدیم دیگر هوسی نماند ما را ماییم و دل رمیده از خود …
شمارهٔ ۹
زهی حیات ابد از لبت حوالهٔ ما دمی وصال تو عمر هزار سالهٔ ما ز آب دیده برد سیل خانهٔ مردم رسول اشک چو پیش آورد رسالهٔ ما …
شمارهٔ ۱۰
شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما که یار نیست جدا از دل شکستهٔ ما چو روز حشر برآریم سر ز خواب اجل به روی دوست شود باز چ…