پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۶

از بابافغانی شیرازی در دیوان اشعار - غزلیات

ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها
سرو را در سایهٔ قد تو در سر نازها
بس که می‌خوانند د‌‌ل‌ها را به کویت هر نفس
بلبلان را در گلستان‌ها گرفت آوازها
تا چرا دم زد ز رعنایی به دور حسن تو
گل به ناخن می‌کند از روی چون زر گازها
جانم از تن می‌پرد هر دم ز شوق روی تو
بر سر آتش بود پروانه را پروازها
گلشن کوی تو را از لطف و احسان باره‌‌یست
بر گرفتاران دل هر گوشه سنگ اندازها
در تماشای مه رویت فغانی را چو شمع
بر زبان آتشین شب‌ها گره شد رازها

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید