پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

حکایات

از مجموعه اشعار آذر بیگدلی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۵۸
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

شبی می‌گذشتم ز ویرانه‌ای ز پا دیدم افتاده دیوانه‌ای نه دیوانه، فرزانه‌ای حق‌شناس چه دیو و چه دیوانه‌، زو در هراس جهان گش…

۱

شمارهٔ ۲

یکی کوه دیدم هم از دست راست که از دامنش هر غباری که خاست بر آراست گیسوی حور بهشت سر زلف غلمان به عنبر سرشت بدخشانه و بهر…

۲

شمارهٔ ۳

کشاورزی از هر طرف دشت کاو عیان گنج گاوانش از پای گاو پی دانه کشتن زمین می شکافت که گنجوری از خاک امین تر نیافت بآن کشته …

۳

شمارهٔ ۴

بجایش یکی باغ دیدم شگرف که فردوس از نزهتش بسته طرف هوا، طاق سیمابی افراخته زمین، فرش زنگاری انداخته در آن باغبانان زرینه…

۴

شمارهٔ ۵

یک آتشکده دیدم افروخته همه آتش آن دل سوخته فلک خاسته دودی از روزنش براهیم و زردشت دامن زنش شرر جاب ه جا گشته پیدا ز دود …

۵

شمارهٔ ۶

دگرباره دیدم بجای کنشت یکی خانقه، رشک قصر بهشت فضا دلگشا چون کف موسویش هوا جان فزا چون دم عیسویش همه آب از چشمه ی زمزمش …

۶

شمارهٔ ۷

پس آنجا یکی دیر دیدم رفیع مصور در آن نقشهای بدیع بلورین قنادیلش افزون ز حصر چو رخشان کواکب، درین هفت قصر در آن تحفه ی هف…

۷

شمارهٔ ۸

بجایش نباشد یکی مدرسه که وارستی آنجا دل از وسوسه بهر حجره صندوقهای کتاب همه از فنون حکم انتخاب اشارت گو، صاحب هر درش شفا…

۸

شمارهٔ ۹

به ناگه دمید از افق صبح عید در آن عرصه میخانه‌ای شد پدید گشاده چو دست کریمان درش به دست مه نو، کلید زرش درِ باز آن، بسته…

۹

شمارهٔ ۱۰

که هم مسجدی دیدم آنجا بدیع فضایش وسیع و بنایش رفیع رواقش، چو بیت المقدس بلند مقیمش، همه قدسی ارجمند چو طرح بنا ریخته بان…

۱۰
۱/۶