رباعیات
از مجموعه اشعار اهلی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ایخواجه که فهم نکته سنج است ترا چند از پی زر دوی چه رنج است ترا چون از زر و مال غیر روزی نخوری انگار که صد هزار گنج است …
شمارهٔ ۲
از کسب کمال اگر ملال است ترا کسبی که کنی کمال حال است ترا آموختن کمال کسبی که تراست دریاب که آن کسب کمال است ترا
شمارهٔ ۳
ای همچو گهر در صدف سینه ما هر گوهر راز تست گنجینه ما حقا که غرض ز هستی ما نبود جز جلوه حسن تو در آیینه ما
شمارهٔ ۴
یارب سگ کوی مقبلی ساز مرا آیینه ز عشق منجلی ساز مرا اقبال جهان مرا جوی نیست قبول مقبول محمد و علی ساز مرا
شمارهٔ ۵
یارب نظر لطف بسویم بگشا وز دست دعا دری برویم بگشا یا موی تنم با گره دل خوشدار یا این گره از تن چو مویم بگشا
شمارهٔ ۶
گر درد دل از غم حبیب است مرا غم نیست که هم غمش طبیب است مرا از فخر جهانیان مرا عار بود گر فقر محمدی نصیب است مرا
شمارهٔ ۷
گر نیست کلید بخت در پنجه ما وان گل نشود بپرسشی رنجه ما خوش باش که آخر از پس پرده غیب صبحی بدمد که بشکفد غنچه ما
شمارهٔ ۸
زان روز که آب و گل سرشتند مرا در دل همه تخم مهر کشتند مرا سرگشته از مهم که خورشید و خان یکروز بحال خود نهشتند مرا
شمارهٔ ۹
تا زلف تو کرد در غم آغشته مرا گم شد ز جفای چرخ سر رشته مرا باری چو رهم بگلشن وصل تو نیست در وادی غم مدار سرگشته مرا
شمارهٔ ۱۰
تا بلبل خویش یار گفته است مرا با سنگدلان گفت و شنفتست مرا هر شام به داغ تازهای میسوزم هر روز ز نو گلی شکفته است مرا