غزلیات
از مجموعه اشعار اهلی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای حیرت صفات تو بند زبان ما انگشت حیرت است زبان در دهان ما جان میدهد نشان که تو در دل نشستهای زان دلنشین بود سخن دل نش…
شمارهٔ ۲
ای شکرخا کرده شُکرت طوطی گفتار ما شکر توست الحمدلله همچو طوطی کار ما قلبِ رویاندوده را گر امتحان ز آتش کنی جز سیهرویی …
شمارهٔ ۳
آنکه نور دیده سازد روی آتشناک را سرمه چشم ملائک ساخت مشتی خاک را گر دل آدم نبودی جلوهگاه حسن او با گِل آدم چه نسبت بود…
شمارهٔ ۴
ای به خاطر صد غبار از رشک تو آیینه را کرده چاک از دست تو ماه منور سینه را با تن چون برگ گل پشمینهپوشی کردهای زان بنوت …
شمارهٔ ۵
گر چون مسیح از لطف او بر اوج افلاکیم ما یک ذره خاکیم از زمین آخر همان خاکیم ما با آن گل گلزار جان کس نام خود گل چون نهد …
شمارهٔ ۶
تا دیده ام بخواب شبی بوتراب را چشمم دگر بخواب ندیده است خواب را شاه نجف که نقد وجودست در جهان گنج وجود اوست جهان خراب را…
شمارهٔ ۷
تا روز حشر کم نشود سوز داغ ما هرگز به یُمن عشق نمیرد چراغ ما مست فراغتیم باقبال می فروش خلوت نشین بخواب نه بیند فراغ ما …
شمارهٔ ۸
از قبول دگران طبع ملول است مرا ور تو رد می کنیم عین قبول است مرا خیره چشمی است بخورشید جمال تو نظر چکنم مردمک دیده فضول …
شمارهٔ ۹
کام از می لعلم مده کز می خمار آید مرا من عاشق درد توام درمان چه کار آید مرا در انتظار همدمان جانم شد و غیر از اجل کو همد…
شمارهٔ ۱۰
الا ای ساقی گلرخ که گشتی شمع محفلها ز غیرت عاشقان کشتی ز حسرت سوختی دلها از آن روزست در دلها خیال دانه خالت که دهقان …