پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار سیف فرغانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

در دیدن این مدینهٔ زمزم‌آب از مکّه اگر سعی کنی هست صواب زیرا که در او مقام دارد امروز رکنی که ازو کعبهٔ دلهاست خراب

۱

شمارهٔ ۲

ایام چو بست کهربا بر دستت بی‌جرم بریخت خون ما بر دستت سلطان غمت خنجر خود سوهان زد تا کشته شود چو من گدا بر دستت

۲

شمارهٔ ۳

ای نقطه‌دهن، خطت عجب دایره است وز مشک ترا به گرد لب دایره است بر روز رخت چو صبح صادق پیداست کین خط تو گرد مه ز شب دایره …

۳

شمارهٔ ۴

ای سوخته شمع مه ز تاب رویت وز خط تو افزون شده آب رویت این طرفه که دل گرم نشد با تو مرا جز وقت زوال آفتاب رویت

۴

شمارهٔ ۵

دل در طلب تو خستگی‌ها دارد کارش ز غم تو بستگی‌ها دارد هر چند که پشت لشکر هستیَم اوست زان روی بسی شکستگی‌ها دارد

۵

شمارهٔ ۶

در خانهٔ دل عشق تو مجمع دارد وز دادن جان کار تو مقطع دارد در شعر تخلص به تو کردم که وجود نظمیست که از روی تو مطلع دارد

۶

شمارهٔ ۷

جعفر که ز رخ ماه تمامی دارد در شهر به لطف و حسن نامی دارد با لشکر حُسن در میان خوبان زآنست مظفّر که حسامی دارد

۷

شمارهٔ ۸

کردم همه عمر آنچه نمی‌باید کرد از کردهٔ او حذر نمی‌شاید کرد امروز چنینم و ندانم فردا تا با من بیچاره چه فرماید کرد

۸

شمارهٔ ۹

شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد وز بهر تو زهر اندهی نوش نکرد ای جان جهان هیچ نیاوردی یاد آن را که ترا هیچ فراموش نکرد

۹

شمارهٔ ۱۰

عشقت جگرم خورد و به دل روی آورد رنگ از رخ من برد ز تو بوی آورد پای از در تو باز نگیرم که مرا سودای تو سر گشته دراین کوی …

۱۰
۱/۳