غزلها - جلد دوم
از مجموعه اشعار رهی معیری
فهرست اشعار
سایه آرمیده
لاله داغدیده را مانم کشت آفت رسیده را مانم دست تقدیر از تو دورم کرد گل از شاخ چیده را مانم نتوان بر گرفتنم از خاک اشک از…
نازکاندام
ز جام آینهگون پرتو شراب دمید خیال خواب چه داری؟ که آفتاب دمید درون اشک من افتاد نقش اندامش به خنده گفت: که نیلوفری ز آب…
سودازده
آن که سودازده چشم تو بوده است منم وآن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت ره به سرمنزل…
پایان شب
رفت و نرفته نکهت گیسوی او هنوز غرق گل است بسترم از بوی او هنوز دوران شب ز بخت سیاهم به سر رسید نگشوده تاری از خم گیسوی ا…
باران صبحگاهی
اشک سحر زداید از لوح دل سیاهی خرم کند چمن را باران صبحگاهی عمری ز مهرت ای مه شب تا سحر نخفتم دعوی ز دیده من و ز اختران گ…
عمر نرگس
آتشینخوی مرا پاس دل من نیست نیست برق عالمسوز را پروای خرمن نیست نیست مشت خاشاکی کجا بندد ره سیلاب را؟ پایداری پیش اشکم…
سراب آرزو
دل من ز تابناکی به شراب ناب ماند نکند سیاهکاری که به آفتاب ماند نه ز پای مینشیند نه قرار میپذیرد دل آتشین من بین که به…
از خود رمیده
چو گل ز دست تو جیب دریدهای دارم چو لاله دامن در خون کشیدهای دارم به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست که پاس خرمن آفت رس…
ستاره خندان
به گوش همنفسان آتشین سرودم من فغان مرغ شبم یا نوای عودم من؟ مرا ز چشم قبول آسمان نمیافکند اگر چو اشک ز روشندلان نبودم …
کوکب امید
ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟ وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟ از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مرا ای خرمن شکوفه! بر و دوش کیستی…