پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار رفیق اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۹
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ای قافله سالار دلی را دریاب افتاده جدا ز منزلی را دریاب ای پیشرو قافله از سیل سرشک پس مانده ی پای در گلی را دریاب

۱

شمارهٔ ۲

چون نیست مرا راه ز بیم خویت در خانه ات آیم همه شب در کویت تا روز نشینم به امیدی که مگر از خانه برون آئی و بینم رویت

۲

شمارهٔ ۳

ای سرخ گلت به تازگی چون گل سرخ وز شرم گل روی تو گلگون گل سرخ چون عارض گلگون تو بر سرو قدت سر برنزند ز سرو موزون گل سرخ

۳

شمارهٔ ۴

شوخی که صدش دل نگران می باشد شاد همه شیرین پسران می باشد گر می باشی طالب آن شوخ رفیق در مدرسه ی کاسه گران می باشد

۴

شمارهٔ ۵

ز اندیشهٔ این دلم به خون می‌گردد کآخر کار من و تو چون می‌گردد تا چند به من لطف می‌گردد کم تا کی به تو مهر من فزون می‌گرد…

۵

شمارهٔ ۶

کس همچو من از زمانه ناکام نشد ناکام کسی چو من ز ایام نشد یکشب به مراد دل من روز نگشت یک روز به کام دل من شام نشد

۶

شمارهٔ ۷

نه حسن تو ای جان جهان می ماند نه عشق من سوخته جان می ماند حسن تو و عشق من همین امروز است فرداست که نه این و نه آن می مان…

۷

شمارهٔ ۸

هر روز به بستر جدائی من زار بیمارترم ز روز اول صد بار این درد نگر که هر زمان می کشدم پرسیدن اغیار و نپرسیدن یار

۸

شمارهٔ ۹

در فصل بهار کی کند ابر بهار در موسم گل کجا کند صوت هزار این گریه که من می کنم از دوری دوست این ناله ی که من می کنم از فر…

۹

شمارهٔ ۱۰

جانم بلب است و عشق در جانم باز پیمانه پر و بر سر پیمانم باز می میرم و باز در خیال یارم جان می دهم و به فکر جانانم باز

۱۰
۱/۲