رباعیات
از مجموعه اشعار رفیق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای قافله سالار دلی را دریاب افتاده جدا ز منزلی را دریاب ای پیشرو قافله از سیل سرشک پس مانده ی پای در گلی را دریاب
شمارهٔ ۲
چون نیست مرا راه ز بیم خویت در خانه ات آیم همه شب در کویت تا روز نشینم به امیدی که مگر از خانه برون آئی و بینم رویت
شمارهٔ ۳
ای سرخ گلت به تازگی چون گل سرخ وز شرم گل روی تو گلگون گل سرخ چون عارض گلگون تو بر سرو قدت سر برنزند ز سرو موزون گل سرخ
شمارهٔ ۴
شوخی که صدش دل نگران می باشد شاد همه شیرین پسران می باشد گر می باشی طالب آن شوخ رفیق در مدرسه ی کاسه گران می باشد
شمارهٔ ۵
ز اندیشهٔ این دلم به خون میگردد کآخر کار من و تو چون میگردد تا چند به من لطف میگردد کم تا کی به تو مهر من فزون میگرد…
شمارهٔ ۶
کس همچو من از زمانه ناکام نشد ناکام کسی چو من ز ایام نشد یکشب به مراد دل من روز نگشت یک روز به کام دل من شام نشد
شمارهٔ ۷
نه حسن تو ای جان جهان می ماند نه عشق من سوخته جان می ماند حسن تو و عشق من همین امروز است فرداست که نه این و نه آن می مان…
شمارهٔ ۸
هر روز به بستر جدائی من زار بیمارترم ز روز اول صد بار این درد نگر که هر زمان می کشدم پرسیدن اغیار و نپرسیدن یار
شمارهٔ ۹
در فصل بهار کی کند ابر بهار در موسم گل کجا کند صوت هزار این گریه که من می کنم از دوری دوست این ناله ی که من می کنم از فر…
شمارهٔ ۱۰
جانم بلب است و عشق در جانم باز پیمانه پر و بر سر پیمانم باز می میرم و باز در خیال یارم جان می دهم و به فکر جانانم باز