پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار رفیق اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۳۲۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

بُوَد که درگذرند از گناهکاریِ ما که بیش از گنهِ ماست شرمساریِ ما شُدَت چه زود فراموش عهدِ یاریِ ما به یاری تو نه این بود…

۱

شمارهٔ ۲

به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را که شاهانند آنجا بنده کمتر پاسبانی را گدای بی زر و سیمم که با خود یار می خواهم شه سیمی…

۲

شمارهٔ ۳

رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما قدت ای سرو قد، سرو است، سرو جامه زیب اما به درد دوری و داغ جدائی چند گه خواهم شکیب و…

۳

شمارهٔ ۴

اگر بودی اثر فریاد ما را ز ما بودی خبر صیاد ما را نکشتی زارمان زینگونه، بودی به دل رحمی اگر جلاد ما را نباشد نسبتی در با…

۴

شمارهٔ ۵

با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را از رشک بر وصال گزیدم فراق را زینسان که هفت عضو من از تاب عشق سوخت آهم عجب نسوزد اگر نه روا…

۵

شمارهٔ ۶

شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را یکی از حال زار من نکرد آگاه یارم را نباشد غیر برگ زرد و نارد جز بر حسرت نهال آرزویم…

۶

شمارهٔ ۷

ای روی نکرده سوی دل‌ها سوی تو تمام روی دل‌ها بس دل شده خاک راهت آید از خاک ره تو بوی دل‌ها در کوی تو دلربا افتاده دل‌ها …

۷

شمارهٔ ۸

کجا میل گلستان است ما را گلستان - بی تو زندان- است ما را ازان گل پیرهن افغان که از وی گل حسرت بدامان است ما را به دلدار …

۸

شمارهٔ ۹

جفاکاری، چه می دانی تو یارا طریق مهر را، رسم وفا را نمودی ترک من از الفت غیر نگه کن جور را، بنگر جفا را که با بیگانه کرد…

۹

شمارهٔ ۱۰

ای دلبری کز دلبران همتا نمی‌بینم تو را از من نمی‌گیرد کران غم تا نمی‌بینم تو را از بس که وقت دیدنت از شوق بی‌خود می‌شوم …

۱۰
۱/۳۳