غزلیات
از مجموعه اشعار رفیق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بُوَد که درگذرند از گناهکاریِ ما که بیش از گنهِ ماست شرمساریِ ما شُدَت چه زود فراموش عهدِ یاریِ ما به یاری تو نه این بود…
شمارهٔ ۲
به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را که شاهانند آنجا بنده کمتر پاسبانی را گدای بی زر و سیمم که با خود یار می خواهم شه سیمی…
شمارهٔ ۳
رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما قدت ای سرو قد، سرو است، سرو جامه زیب اما به درد دوری و داغ جدائی چند گه خواهم شکیب و…
شمارهٔ ۴
اگر بودی اثر فریاد ما را ز ما بودی خبر صیاد ما را نکشتی زارمان زینگونه، بودی به دل رحمی اگر جلاد ما را نباشد نسبتی در با…
شمارهٔ ۵
با غیر دیدم آن صنم سیم ساق را از رشک بر وصال گزیدم فراق را زینسان که هفت عضو من از تاب عشق سوخت آهم عجب نسوزد اگر نه روا…
شمارهٔ ۶
شب هجران همه دیدند یاران حال زارم را یکی از حال زار من نکرد آگاه یارم را نباشد غیر برگ زرد و نارد جز بر حسرت نهال آرزویم…
شمارهٔ ۷
ای روی نکرده سوی دلها سوی تو تمام روی دلها بس دل شده خاک راهت آید از خاک ره تو بوی دلها در کوی تو دلربا افتاده دلها …
شمارهٔ ۸
کجا میل گلستان است ما را گلستان - بی تو زندان- است ما را ازان گل پیرهن افغان که از وی گل حسرت بدامان است ما را به دلدار …
شمارهٔ ۹
جفاکاری، چه می دانی تو یارا طریق مهر را، رسم وفا را نمودی ترک من از الفت غیر نگه کن جور را، بنگر جفا را که با بیگانه کرد…
شمارهٔ ۱۰
ای دلبری کز دلبران همتا نمیبینم تو را از من نمیگیرد کران غم تا نمیبینم تو را از بس که وقت دیدنت از شوق بیخود میشوم …