پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار عبید زاکانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۵۱
شعر

فهرست اشعار

رباعی شمارهٔ ۱

هرکس که سر زلف تو آورد بدست از غالیه فارغ شد و از مشگ برست عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ داند که میان این و آن فرقی هست

۱

رباعی شمارهٔ ۲

تا مهر توام در دل شوریده نشست وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست این غم ز دلم نمی‌نهد پای برون وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست

۲

رباعی شمارهٔ ۳

ای مقصد خورشید پرستان رویت محراب جهانیان خم ابرویت سرمایهٔ عیش تنگدستان دهنت سر رشتهٔ دلهای پریشان مویت

۳

رباعی شمارهٔ ۴

گفتم عقلم گفت که حیران منست گفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانه در سلسلهٔ زلف پریشان منست

۴

رباعی شمارهٔ ۵

دوران بقا بی‌می و ساقی حشو است بی زمزمهٔ نای عراقی حشو است چندانکه فذالکِ جهان می‌نگرم بارز همه عشرتست و باقی حشو است

۵

رباعی شمارهٔ ۶

دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولی‌تر و مست بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست

۶

رباعی شمارهٔ ۷

امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لؤلؤتر میرست

۷

رباعی شمارهٔ ۸

میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت وز عالم راز بی‌خبر خوانندت گر خیر کنی فرشته خوانند ترا ور میل بشر کنی بشر خوانندت

۸

رباعی شمارهٔ ۹

هرچند که درد دل هر خسته بسیست وز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیست زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار در نامهٔ غیب راز سربسته بسیست

۹

رباعی شمارهٔ ۱۰

گل کز رخ او خجل فرو می‌ماند چیزیش بدان غالیه‌بو می‌ماند ماه شب چهارده چو بر می‌آید او نیست ولی نیک بدو می‌ماند

۱۰
۱/۶