پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار حکیم نزاری قهستانی

۰
دسته‌بندی
۱۱۴
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

در سایه خویش گوشه ای ده ما را و ز خرمن خویش خوشه ای ده ما را چیزی دگر از تو آرزو می نه کنیم از خوان نیاز توشه ای ده ما ر…

۱

شمارهٔ ۲

کردیم به ناکام بسیج ره را بگذاشته بیهوده دل ابله را گفتم مگر از وصل شبی عید کنم چون ابر حجاب شد ندیدم مه را

۲

شمارهٔ ۳

گفتم به وصال وعده دادست مرا اقبال دری دگر گشادست مرا چشمم به درست و گوش بر در و او خود چون حلقه برون در نهادست مرا

۳

شمارهٔ ۴

من با که بگویم که چه افتاد مرا بازم چه لطیف و چست بر داد مرا در بندگی خویشتنم نپذیرفت و آنگاه ز جمله کرد آزاد مرا

۴

شمارهٔ ۵

دیریست که انتظار می داد مرا با وصل شبی قرار می داد مرا گفتم مگرم دهد کناری ز میان از خود ز میان کنار می داد مرا

۵

شمارهٔ ۶

ایزد که به عز و ناز پرورد مرا همواره به لطف خویش غم خورد مرا زد بر سر بالای جهان خیمه من و انگشت نمای عالمی کرد مرا

۶

شمارهٔ ۷

با دل گفتم کجا شد آن حشمت ما مخدوم نمی خواست مگر خدمت ما آری به خداوند تعالی ور نه ما را به که بگذاشت ولی نعمت ما

۷

شمارهٔ ۸

رفتی و دگر یاد نکردی از ما هم در نظری سیر بخوردی از ما ما خود پی دل رویم تو در خانه فارغ بنشین چو دل نبردی از ما

۸

شمارهٔ ۹

در هیچ صدف نیست چند دردانه ما جایی نبود دگر چو جانانه ما هرگز دیدی حاضر و غایب یاری در خانه خود نشسته هم خانه ی ما

۹

شمارهٔ ۱۰

تن بود گرو کرده جان از مبدأ جان عاقبت الامر ز تن گشت جدا تن رفت به خاک باز و جان شد بر عرش یعنی همه فانی اند و باقیست خد…

۱۰
۱/۱۲