قصاید
از مجموعه اشعار ناصرخسرو قبادیانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱
پادشا بر کامهای دل که باشد؟ پارسا پارسا شو تا شوی بر هر مرادی پادشا پارسا شو تا بباشی پادشا بر آرزو کآرزو هرگز نباشد پا…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲
خواهی که نیاری به سوی خویش زیان را از گفتن ناخوب نگهدار زبان را گفتار زبان است ولیکن نه مرا نیز تا سود به یک سو نهی از …
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳
خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا نه اندر وحدتش کثرت، نه مُحدَث زین همه تنها چه گوئی از چه او عالم پدید آورد از لو…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴
ای کرده قال و قیل تو را شیدا هیچ از خبر شدت به عیان پیدا؟ تا غره گشتهای به سخنهائی کاینها خبر دهند همی زانها! تا گوش و…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵
ای پیر، نگه کن که چرخ برنا پیمود بسی روزگار بر ما پیمانهٔ این چرخ را سه نام است معروف به امروز و دی و فردا فردات نیامد، …
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶
آن چیست یکی دختر دوشیزهٔ زیبا از بوی و مزه چون شکر و عنبر سارا زو بوسه بیابی اگر او را بزنی کارد هر چند تو با کارد بُوی …
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷
به چه ماند جهان مگر به سراب سپس او تو چون دوی به شتاب؟ چون شدستند خلق غره بدو همه خرد و بزرگ و کودک و شاب؟ زانکه مدهوش گ…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸
بر من بیچاره گشت سال و ماه و روز و شب کارها کردند بس نغز و عجب چون بلعجب گشت بر من روز و شب چندانکه گشت از گشت او موی من…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹
ای شب تازان چو ز هجران طناب علت خوابی و تو را نیست خواب مکر تو صعب است که مردم ز تو هست در آرام تو خود در شتاب هرگز نارا…
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰
ای روا کرده فریبنده جهان بر تو فریب، مر تو را خوانده و خود روی نهاده به نشیب این جهان را به جز از بادی و خوابی مشمر گر م…