قصاید
از مجموعه اشعار ناصرخسرو قبادیانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱
ای قبهٔ گردندهٔ بیروزن خضرا با قامت فرتوتی و با قوت برنا فرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهر ای مادر ما چونکه همی کین کشی…
قصیدهٔ شمارهٔ ۲
به چشم نهان بین نهان جهان را که چشم عیانبین نبیند نهان را نهان در جهان چیست؟ آزاده مردم ببینی نهان را، نبینی عیان را جه…
قصیدهٔ شمارهٔ ۳
آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا گوئی زبون نیافت ز گیتی مگر مرا در حال خویشتن چو همی ژرف بنگرم صفرا همی برآید از انده به سر م…
قصیدهٔ شمارهٔ ۴
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را مر اهل فضل و خرد را نه عام نادان را خبر بیاور ازیشان به من چو داده بُوی ز حال من به حقی…
قصیدهٔ شمارهٔ ۵
نیز نگیرد جهان شکار مرا نیست دگر با غمانْش کار مرا دیدمش و دید مر مرا و بسی خوردم خرماش و خست خار مرا چون خورم اندوه او …
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را برون کن ز سر باد و خیرهسری را بری دان از افعال چرخ برین را نشاید ز دانا نکوهش بری را همی تا کن…
قصیدهٔ شمارهٔ ۷
ای روی داده صحبت دنیا را شادان و برفراشته آوا را قدت چو سرو و رویت چون دیبا وآراسته به دیبا دنیا را شادی بدین بهار چو می…
قصیدهٔ شمارهٔ ۸
نیکوی تو چیست و خوش چه، ای برنا؟ دیباست تو را نکو و خوش حلوا بنگر که مر این دو را چه میداند آن است نکو و خوش سوی دانا ح…
قصیدهٔ شمارهٔ ۹
حکیمان را چه میگویند چرخ پیر و دورانها به سیر اندر ز حکمت بر زبان مهر و آبانها خزان گوید به سرماها همین دستان دی و به…
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰
ای گشته جهان و دیده دامش را صد بار خریده مر دلامش را بر لفظ زمانه هر شبانروزی بسیار شنودهای کلامش را گفتهاست تو را که …