غزلیات
از مجموعه اشعار محتشم کاشانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعنا سنبل و شمشاد هندو و چاکر، نرگس و لاله بنده و لالا ساخته ظاهر معجز ل…
شمارهٔ ۲
بعد هزار انتظار این فلک بیوفا شهد وصالم چشاند، زهر فراق از قفا وه که ز کین میکند هر شب و روزم سپهر با تو به زحمت قرین …
شمارهٔ ۳
من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا شکاری کردهام گم جان شکاری کردهام پیدا زلیخا طلعتی را راندهام از شهر بند دل به مص…
شمارهٔ ۴
درخشان شیشهای خواهم می رخشان در او پیدا چو زیباپیکری از پای تا سر جان در او پیدا صبا زان در چون آید دیدهام گوید چه بحر…
شمارهٔ ۵
ای ز دلرفته که دی سوختی از ناز مرا دارم اندیشه که عاشق نکنی باز مرا کردهام خوی به هجران چه کنم باز اگر عشق طغیان کند و…
شمارهٔ ۶
کسی ز روی چنان منع چون کند ما را خدا برای چه دادهست چشم بینا را نشان ز عالم آوارگی نبود هنوز که ساخت عشق تو آوارهٔ جهان…
شمارهٔ ۷
که زد بر یاریِ ما چشمزخمی اینچنین یارا که روزی شد پس از وصلِ چنان هجرِ چنین ما را تو خود رفتی ولی باد جنون خواهد دواند …
شمارهٔ ۸
چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما را بگردان گرد سر و ز قید جان آزاد کن ما را زبان شِکوه بگشایم اگر بر خنجر جورت ملامت…
شمارهٔ ۹
مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را گدای کوی توام همچنین مبین ما را هنوز سجدهٔ آدم نکرده بود ملک که بود گرد سجود تو بر جب…
شمارهٔ ۱۰
صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را در آتش از رخ تو نشاند آفتاب را مه نیز تا فتد ز تو در بحر اضطراب شب جامگیر و برفکن از …