غزلیات
از مجموعه اشعار خاقانی شروانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها بر باد شده، در سرِ سودایِ تو، سرها در گُلْشَنِ اُمّید به شاخِ شَجَرِ من گلها نَشِکُفْت…
غزل شمارهٔ ۲
طبعِ تو دمساز نیست عاشقِ دلسوز را خویِ تو یاریگر است یارِ بدآموز را دستخوشِ تو منم، دستِ جفا برگشای بر دلِ من بَرگُم…
غزل شمارهٔ ۳
خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا شمعی و پنهان میروی پروانه جویان تا کجا؟ ز انصاف، خو واکردهای، ظلم آشکارا کر…
غزل شمارهٔ ۴
رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا چشم و چراغ مرا جائی شگرف و چه جا جائی که هست فزون از کل کون و مکان جائی که هست برون از و…
غزل شمارهٔ ۵
ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم به جای هر مژه بر چشم …
غزل شمارهٔ ۶
به زبان چرب جانا بنواز جان ما را به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را ز میان برآر دستی مگر از میانجیِ تو به کران برد زمانه…
غزل شمارهٔ ۷
به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد گرهی ز زلف کم…
غزل شمارهٔ ۸
گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا از بلای عشق او روزی امانستی مرا گر مرا روزی ز وصلش بر زمین پای آمدی کی همه شب دست از او …
غزل شمارهٔ ۹
ای پار دوست بوده و امسال آشنا وی از سزا بریده و بگزیده ناسزا ای سفته درّ وصل تو الماس ناکسان تا کی کنی قبول، خسان را چو …
غزل شمارهٔ ۱۰
اری فیالنوم ما طالت نواها زمانا طاب عیشی فی هواها به جامی کز می وصلش چشیدم همی دارد خمارم در بلاها عرانی السحر ویحک ما …