پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مقطعات

از مجموعه اشعار سید حسن غزنوی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۴۰
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

حضرت سلطان فلک پندار و رویش آفتاب؟ هر که را او بر کشد از خاک دانی چیست آب پس اگر بر آب برتابد برانگیزد بخار ور نظر در بح…

۱

شمارهٔ ۲

هرکه شعر بلند من خواند کان یکی از فلک سواری‌هاست گو بزرگی کن و متاز از آنک زیر هر حرف خرده‌کاری‌هاست

۲

شمارهٔ ۳ - در حق آنکه باوی منازعتی داشت گوید

داناست روزگار از او نیستم خجل کز کان روزگار چو من گوهری نخاست گفتی بگویم آنچه جزای و سزای تست از کس مترس و هیچ محابا مکن…

۳

شمارهٔ ۴ - در مدح خواجه مخلص الدین از سرخس به نشابور فرستاد

دل من از فراق خواجه مخلص خداوندا تو میدانی که خسته است جمالش تا گل از چشمم ببر دست هزاران خار در چشمم نشسته است ز حسرت خ…

۴

شمارهٔ ۵

شعرم چو گشت معجزه و سحر از او بکاست گفتند همگنان تو کلیمی و این عصاست بر بحر دست خواجه زدم خشک رود شد گفتم بلی نشان عصا …

۵

شمارهٔ ۶

اکفی الکفاة مشرق و مغرب رشید دین کامد فلک به زیر و محلش ز بر نشست چون خیزران دو تا شد تا بار همتش بر پشت قبه فلک شیشه گر…

۶

شمارهٔ ۷ - درمدح خواجه مخلص الدین گوید

چندان که در دوازده برج است هفت مرغ ای مخلص کریم ترا بخت یار باد تا باز روز از شرف اندر حمل بود باز بقات را همه دولت شکار…

۷

شمارهٔ ۸ - این قطعه در مدح امیرسید ذخرالدین بخط خود بسفیده نوشت

ای ذخر دین و دولت سلطان اهلیت در حلقه سپهر محلت نگینه باد ای گشته سعد اکبر باذات تو قرین با طالعت سعادت کبری قرینه باد ب…

۸

شمارهٔ ۹ - در شکایت دوستی گفت

قبول بین که در این سال سعد دولت و دین به مهر و کین بر من یک غلام نفرستاد بلند و پست حدیث مرا محل ننهاد دروغ و راست به من…

۹

شمارهٔ ۱۰

به من سید حسن زین زمانه ز دل تحفه غذای جان فرستد بدان نظم بدیع و نثر رائق تو گوئی معجزه قرآن فرستد هزاران گنج گوهر بیش د…

۱۰
۱/۴