رباعیات
از مجموعه اشعار مجد همگر در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای چرخ هزار دیدهٔ دون دوتا از دیدهٔ بیخواب مَنَت نیست حیا صبح دومت بگوی کز بهر خدا گر جان منی یا نفسم، زود برآ
شمارهٔ ۲
دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا بر دست گرفته باشهٔ صید ربا با باشه چو باد صید جویان بگذشت او مرغ دلم ربود و آن مرغ هوا
شمارهٔ ۳
ای باد چو بگذری به موصل ما را یاد آر و سلام کن رضی بابا را گوئی تو جهودم ار فراموش کنم یاد تو مسلمان و بت ترسا را
شمارهٔ ۴
گر طعنه همی زنی من شیدا را در آینه بنگر آن رخ زیبا را تا شیفته و سُغبه تر از من گردی وانگه نکنی بیش ملامت ما را
شمارهٔ ۵
با آنکه به روی خوب پشتی ما را نرمی همگان را و درشتی ما را هر دم گوئی به دم ترا زنده کنم من دم نخرم برو که کشتی ما را
شمارهٔ ۶
یاری که بدوست سربلندی ما را وز دوری اوست مستمندی ما را میگفت چو در دل خرابم بنشست کآخر به خراب درفکندی ما را
شمارهٔ ۷
گیرم که اثر نماند یاربها را درمان نکنی به پرسشی تبها را روزی دو به وعدهٔ خوشم زنده بدار کز بهر تو زنده داشتم شبها را
شمارهٔ ۸
ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟ وی غنچه که از پرده برون کرد ترا؟ با من چو گل و سرو نئی تازه و راست ای سرو گلندام که پرود ت…
شمارهٔ ۹
آن مادر شوم فرج چون زاد ترا از گنجه به شیراز فرستاد ترا آن دایه خونخواره سگسان به غذا شیر سگ به خون خوک میداد ترا
شمارهٔ ۱۰
ای صبر چه تخمی که بکارند ترا جز روز چنین یاد نیارند ترا امروز که نوبت غم آمد مگریز کز بهر چنین روز گذارند ترا