پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار مجد همگر در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۵۵۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

ای چرخ هزار دیدهٔ دون دوتا از دیدهٔ بیخواب مَنَت نیست حیا صبح دومت بگوی کز بهر خدا گر جان منی یا نفسم، زود برآ

۱

شمارهٔ ۲

دیدمش چو سرو سهی آن سبز قبا بر دست گرفته باشهٔ صید ربا با باشه چو باد صید جویان بگذشت او مرغ دلم ربود و آن مرغ هوا

۲

شمارهٔ ۳

ای باد چو بگذری به موصل ما را یاد آر و سلام کن رضی بابا را گوئی تو جهودم ار فراموش کنم یاد تو مسلمان و بت ترسا را

۳

شمارهٔ ۴

گر طعنه همی زنی من شیدا را در آینه بنگر آن رخ زیبا را تا شیفته و سُغبه‌ تر از من گردی وانگه نکنی بیش ملامت ما را

۴

شمارهٔ ۵

با آنکه به روی خوب پشتی ما را نرمی همگان را و درشتی ما را هر دم گوئی به دم ترا زنده کنم من دم نخرم برو که کشتی ما را

۵

شمارهٔ ۶

یاری که بدوست سربلندی ما را وز دوری اوست مستمندی ما را می‌گفت چو در دل خرابم بنشست کآخر به خراب درفکندی ما را

۶

شمارهٔ ۷

گیرم که اثر نماند یارب‌ها را درمان نکنی به پرسشی تب‌ها را روزی دو به وعدهٔ خوشم زنده بدار کز بهر تو زنده داشتم شبها را

۷

شمارهٔ ۸

ای سرو که در چمن بر آورد ترا؟ وی غنچه که از پرده برون کرد ترا؟ با من چو گل و سرو نئی تازه و راست ای سرو گلندام که پرود ت…

۸

شمارهٔ ۹

آن مادر شوم فرج چون زاد ترا از گنجه به شیراز فرستاد ترا آن دایه خونخواره سگسان به غذا شیر سگ به خون خوک می‌داد ترا

۹

شمارهٔ ۱۰

ای صبر چه تخمی که بکارند ترا جز روز چنین یاد نیارند ترا امروز که نوبت غم آمد مگریز کز بهر چنین روز گذارند ترا

۱۰
۱/۵۶