غزلیات
از مجموعه اشعار مجد همگر در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
خیال روی تو یکباره برد خواب مرا درنگ وصل تو افکند در شتاب مرا متاب روی ز من دلبرا و زلف متاب که تاب زلف تو در تب فکند تا…
شمارهٔ ۲
گر تو پنداری که عشقم هر دم افزون نیست هست یا دلم در دوری روی تو پرخون نیست هست ور تو را شبهت بود کاندر فراقت بر دلم هر ش…
شمارهٔ ۳
تا نگویی که مرا بیتو شکیبایی هست یا دل غمزده را طاقت تنهایی هست نی مپندار که از دوری روی تو مرا راحت زندگی و لذّت برنای…
شمارهٔ ۴
در جهان دلشدهای نیست که غمخوار تو نیست هیچ دل نیست که او شیفته در کار تو نیست در همه روی زمین زندهدلی نتوان یافت که ب…
شمارهٔ ۵
در عشق هیچ درد چو درد فراق نیست بر دل غمی بتر ز غم اشتیاق نیست از من مخواه صبر و مفرمای دوریم کِم طاقت صبوری و برگ فراق …
شمارهٔ ۶
جانا اگرت در دل زایزد خبری ماندهست بخشای بر این بیدل کز وی اثری ماندهست چون بیخبران ما را مگذار در این سختی گر در دل س…
شمارهٔ ۷
حسن جهانگیر تو مملکت جان گرفت کفر سر زلف تو عالم ایمان گرفت دل چو نسیم تو یافت جامه به صد جا درید دیده چو روی تو دید تَر…
شمارهٔ ۸
آخر شبی ز لطف سلامی به ما فرست روزی به دست باد پیامی به ما فرست در تشنگیِّ وصل تو جانم به لب رسید از لعل آبدار تو جامی ب…
شمارهٔ ۹
در چنین عشق مرا برگ تنآسانی نیست کس بدین بیکسی و بیسروسامانی نیست تا پریشانی زلف تو بدیدهست دلم دلِ مانندِ دل من به …
شمارهٔ ۱۰
ز پیش از آنکه برتابی عنانت دلم همراه شد با کاروانت همی سوزد در آتش از غم آن که باد سرد یابد گلستانت ز بیم آنکه در ره رنج…