غزلیات
از مجموعه اشعار فیاض لاهیجی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
الهی فیضِ مشرب ده که دلگیرم ز مذهبها نمیدانم چه میخوانند این طفلان به مکتبها مشقّتهای راه آمد برای راحت منزل اگر مق…
شمارهٔ ۲
تا شفیع خویش کردم صاحب معراج را سر به استغنا برآوردم دل محتاج را من مرید همّت پیری که از افتادگی پایهها افزود بر بالای …
شمارهٔ ۳
هرزه کمر نبستهام کینة روزگار را یاور خویش کردهام صاحب ذوالفقار را بیم خزان چه میکند در چمن امید من من که به اشک آتشین…
شمارهٔ ۴
لبریزِ شکوه شد دل حسرتپرست ما کو طرف دامنی که بیفتد به دست ما! آزار ما روا نبود بیش ازین دگر رنگ شکستهایم چه حاصل شکست…
شمارهٔ ۵
عشق آمده آتش زده در نیک و بد ما ای دامن ارباب ملامت مدد ما ما گلبن نوباوة عشقیم و نباشد جز نالة بلبل گل روی سبد ما آن عق…
شمارهٔ ۶
خاک شد تا در ره او جسم غم پرورد ما نازها بر دیدة افلاک دارد گرد ما دوستداران را به مرگ خویش راضی کردهایم عاقبت درمان در…
شمارهٔ ۷
تدبیر ماست در گرو عقل پیر ما معلوم تا کجا برسد زور تیر ما برهان ز معرفت نگشاید در صواب نقش خطا زند همه کلک دبیر ما در مل…
شمارهٔ ۸
گفتهای: بیدار باید عاشق دیدار ما پاس این حرف تو دارد دیدهٔ بیدار ما رتبة افتادگی را خوش به بالا بردهایم سایه بر بالای …
شمارهٔ ۹
جز داغ سینه گل نکند در بهار ما از جوی شعله آب خورد لالهزار ما هر رنگ لالهای که شکست آفتاب شد پژمردگی نچید گلی از بهار …
شمارهٔ ۱۰
کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما سایه افکند دگر بر سر ما اختر ما ما فلک سوختگان عیش و طرب نشناسیم عید، ماتم شود آید چو …