پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار فلکی شروانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۳۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - قصیده

ای به جلال تو شرف، قدرت ذوالجلال را گشته کمال تو گوا، قادر پر کمال را طالع خوبت از نظر کرده هبا هبوط را اختر سعدت از شرف…

۱

شمارهٔ ۲ - مطلع ثانی

چهره با جمال تو، مایه دهد جمال را غبغب چون هلال تو، بدر کند هلال را تا رخ تو به دلبری، دایره جمال شد ساخت زمانه از رخت، …

۲

شمارهٔ ۳ - قصیده

نار است شعله شعله، رخ دلبرم ز تاب مار است عقده عقده، دو زلفش بر آفتاب زین شعله شعله، شعله آتش نهفته روز ز آن عقده عقده، …

۳

شمارهٔ ۴ - حبسیه

هیچ کس چاره ساز کارم نیست چه کنم بخت سازگارم نیست کشته صبر و انتظارم و باز چاره جز صبر و انتظارم نیست چه عجب گر ز بخت نو…

۴

شمارهٔ ۵ - در توصیف اسب ممدوح

این دل چه دلست و این چه یار است کار من از این دو سخت زار است کار من مستمند صعب است کاندر بر من نه دل نه یار است آبادان ب…

۵

شمارهٔ ۶

آنکه ز شرم لطف او، آتش ناب آب شد گمشده نعل مرکبش، افسر آفتاب شد داد بداد خلق را، خورد فراغ و خواب شد دشمن او ز رشگ این د…

۶

شمارهٔ ۷ - در مدح ابوالهیجاء فخرالدین خاقان اکبر منوچهر بن فریدون شروانشاه

شب نباشد که فراق تو دلم خون نکند وآرزوی تو مرا رنج دل افزون نکند هیچ روزی نبود کانده شوق تو مرا دل چو آتشکده و دیده چو ج…

۷

شمارهٔ ۸ - قصیده در مدح شروانشاه منوچهر بن فریدون

روز طرب رخ نمود روزه به پایان رسید رایت سلطان عید بر سر میدان رسید خسرو شب سجده برد بر در سلطان روز دوش ز درگاه او پشت ب…

۸

شمارهٔ ۹ - مطلع ثانی

تا به دل و جان مرا آفت جانان رسید بس که ز جانان به من رنج دل و جان رسید خاک ره از چشم من چشمه خوناب گشت تا به من از باد …

۹

شمارهٔ ۱۰ - قصیده

زهی ز جود تو زمانه مایل سور خهی ز جاه تو جرم ستاره قابل نور بذات گشته فلک بامداد تو موصول به طبع مانده جهان از خلاف تو م…

۱۰
۱/۴