رباعیات
از مجموعه اشعار آذر بیگدلی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
تا دیدمت ای شمع شب افروز، مرا سوزی است که، جان سوزد، از آن سوز مرا یک روز چرا نمی نشینی با من؟! آخر ننشاندی تو باین روز …
شمارهٔ ۲
آن مرغ، که ناله همنفس بود او را در کنج قفس، باغ هوس بود او را شد نغمه سرای طرف باغ، اما کو؟ آن ناله، که در کنج قفس بود ا…
شمارهٔ ۳
طوفان، سرو سر کرده ی اصحاب وفا از بسکه ز گردش فلک دید جفا آسود چو در خاک نجف، آذر گفت: «طوفان در دریای نجف شد ز صفا»
شمارهٔ ۴
امروز چو عارت آید از صحبت ما وز ننگ نباشدت سر الفت ما فردا چو نشینی بسر تربت ما شکرانه ی آن یاد کن از حسرت ما
شمارهٔ ۵
ای اهل وطن! آرزوی روی شما داریم و نداریم گذر سوی شما ما خود پی کار خود گرفتیم، ولی مسکین دل ما که ماند در کوی شما
شمارهٔ ۶
در صبحدمی که کردمی نافله ها شد سوی جنان روان ز جان قافله ها دیدم بیکی چشم زدن کاشان را از زلزله شد عالیه ها، سافله ها
شمارهٔ ۷
از تو، دل غم کشیده دارد گله ها وین جان بلب رسیده، دارد گله ها نی نی ز تو نور دیده، جای گله نیست؛ من از دل و، دل ز دیده د…
شمارهٔ ۸
دور از تو شبی در اثر زاریها دیدم ز تو در خواب بسی یاریها زان شب دگرم خواب نه، سبحان الله یک خواب وز پی این همه بیداری…
شمارهٔ ۹
بگداخت تنم ز آتش تب امشب جانم ز غمش رسیده بر لب امشب بگذشت ز من یار، چو هر روز امروز؛ ز آن میگذرد بمن، چو هر شب امشب
شمارهٔ ۱۰
مرغ دل من، که بود دست آموزت؛ غلطید بخون، ز ناوک دلدوزت با ما روزی گر بشب آری چه شود؟! شکرانه ی اینکه نیست چون شب روزت