پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار ابوالحسن فراهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

آنم که از ضمیر منست انور آفتاب زان برندارد ازقدم من سر آفتاب کردندی از ثوابتش افلاک سنگسار گر دست و پای من بفتادی گر آفت…

۱

شمارهٔ ۲

ترسم که بس که می کنم از درد اضطراب از من چو نور دیده کند یار اجتناب آهم ربوده خواب کسان ورنه گفتمی هرگز کسی مبیناد این ر…

۲

شمارهٔ ۳

خوش در نگار بسته دگر نوبهارست گل رنگ کرده باز به خون هزار دست آب از نگار رنگ برد وین عجب که گل از آب ابر بسته چنین در نگ…

۳

شمارهٔ ۴

ای از سپاه خط تو خورشید در حصار حسن تو بسته پنجهٔ خورشید را نگار خوی دلت گرفت مگر روی نازکت کز وی نمی‌رود چو نشیند بر او…

۴

شمارهٔ ۵

گذشت آن که روی لاله خیمه بر گلزار شکوفه بر فلک افکند از طرب دستار گذشت آن که چنان گرم بود مجمر باغ که سوختی شررش چون سپن…

۵

شمارهٔ ۶

چنان گریستم از درد دوری دلبر که کشتی فلک افکنده اندرو لنگر جهان ندیدم اگرچه جهان نوردیدم از آن که برنگرفتم دمی ز زانو سر…

۶

شمارهٔ ۷

غمم نمی رود از دل به گریه بسیار کسی به آب ز آینه چون برد زنگار مرا چو چشمه شده چشم ها زجور فلک کنم به ناخن از آن روی وی …

۷

شمارهٔ ۸

زهی ز خوی تو بر باد داده جان آتش فکنده آتش روی تو در جهان آتش برای آن که به لعل تو نسبتی دارد همی بپرورم اندر میان جان آ…

۸

شمارهٔ ۹

ای زخط بگرفته خورشید رخت در بر هلال جز تو کس را نیست خورشید از گل ار عنبر هلال تا خطت سر بر نزد رخساره ات را کس ندید کس …

۹

شمارهٔ ۱۰

گرفتم آینه تا بنگرم حقیقت حال ز ضعف خویش نبینم در آینه تمثال همیشه گریم و هیچش سبب نمیدانم بسان طفلی که آتش گرفته در چنگ…

۱۰
۱/۳