پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار ظهیر فاریابی

۰
دسته‌بندی
۱۰۰
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

بی آن که به کس رسید زوری از ما یا گشت پریشان دل موری از ما ناگاه برآورد بدین رسوایی شوریده سر زلف تو شوری از ما

۱

شمارهٔ ۲

چندان زغم انگیخته ام آتش و آب وز دیده و دل ریخته ام آتش و آب از آرزوی لبش چو رخساره او در یکدگر آمیخته ام آتش و آب

۲

شمارهٔ ۳

روزی که به دست برنهم جام شراب وز غایت خرمی شوم مست و خراب صد معجزه پیدا کنم اندر هر باب زین طبع چو آتش و سخنهای چو آب

۳

شمارهٔ ۴

نتوان ز جفای چرخ گردنده گریخت دست ستمش به عقل بر نتوان بیخت آن طاس نگون به گردن آویخته باد چون سطل که آب روی مردم همه ری…

۴

شمارهٔ ۵

شاها،می عمرت فلک از جام بریخت گلبرگ حیاتت نه به هنگام بریخت خونی که بریخت تیغت از حلق عدو از دیده دوستانت ایام بریخت

۵

شمارهٔ ۶

باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت یار آمد و می در قدح یاران ریخت زلفش به تلطف آب عطاران برد چشمش به کرشمه خون میخواران ری…

۶

شمارهٔ ۷

خصمت چو شکوفه مدتی رنگ آمیخت تا همچو شکوفه چرخش از دار آویخت می زد چو شکوفه دست در هر شاخی آخر چو شکوفه ناگه از بار بریخ…

۷

شمارهٔ ۸

ای باده،کدام دایگان پروردت جانت به سزا بود،که خدمت کردت؟ ای آب حیات،بنده آن خضرم کز ظلمت آن گور برون آوردت

۸

شمارهٔ ۹

رازی که به گل نسیم سنبل گفته ست پیداست ندانم که به بلبل گفته ست از غنچه بسته لب نیاید این کار گل بود دهن دریده هم گل گفت…

۹

شمارهٔ ۱۰

چشمی دارم همیشه بر صورت دوست با دیده مرا خوش است چون دوست دروست از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست یا اوست به جای دیده یا …

۱۰
۱/۱۰