دیگر سرودهها
از مجموعه اشعار فرخی یزدی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - مسمط
شبِ دوشین که شبی بود شبیهِ شبِ قدر همچو نوروز درآمد ز در آن سمینصدر ابرویش بود به رخ همچو هلالی درِ بدر بر خَدَش زلف چو…
شمارهٔ ۲ - خطاب به تاریخ
راستی نبود بهجز افسانه و غیر از دروغ آنچه ای تاریخ وجدانکش حکایت میکنی بیجهت از خادم مغلوب گویی ناسزا بیسبب از خائن…
شمارهٔ ۳ - در زندان ثبت
هیچ دانی از چه خود را خوب تزئین میکنم بهر میدان قیامت رخش را زین میکنم میروم امشب به استقبال مرگ و مردوار تا سحر با ز…
شمارهٔ ۴ - مسمط وطنی
عیدِ جم شد ای فریدونخو بت ایرانپرست مستبدی خوی ضحاکی است این خو نِهْ ز دست حالیا کز سَلْم و تور انگلیس و روس هست ایرجِ…
شمارهٔ ۵
ای دموکرات بت باشرف نوعپرست که طرفداریِ ما رنجبران خوی تو هست اندرین دوره که قانونشکنی دلها خست گر ز هممسلکِ خویشت خ…
شمارهٔ ۶ - مسمط ذوقافیتین
چند سازی فصل گل در ساحت مشکوی کوی خیز و کن در باغ ای ماه هلال ابروی روی در کنار جوی جا با قامت دلجوی جوی کز شمیم مو دهی …
شمارهٔ ۷ - ایران - اسلام
ای وطنپرورِ ایرانیِ اسلامپرست همّتی ز آنکه وطن رفت چو اسلام ز دست بیرقِ ایران از خَصمِ جفاجو شده پست دلِ پیغمبر را ظلم…
شمارهٔ ۸ - مسمط بهاریه
تا کیومرث بهار آمد و بنشست به تخت سر زد اشکوفه سیامکسان از شاخ درخت غنچه پوشیده چو هوشنگ زمردگونرخت بست طهمورث بر دیو …
شمارهٔ ۹ - قطعه
نصرة الدوله در فنای وطن در اروپا کند تلاش ببین گاه پاریس و گه ژنو او را با لبی پر ز ارتعاش ببین در بر لرد کرزنش دائم با …
شمارهٔ ۱۰ - چکامه وطنی
مرا بارد از دیدگان اشک خونی بر احوال ایران و حال کنونی غریقم سراپای در آب و آتش ز آه درونی ز اشک برونی زبان آوران وطن را…