پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

باب نهم

از مجموعه اشعار سعدالدین وراوینی در مرزبان‌نامه

۰
دسته‌بندی
۱۱
شعر

فهرست اشعار

در عقاب و آزاد چهره و ایرا

ملک‌زاده گفت: شنیدم که در حدودِ آذربیجان کوهیست ببلند نامی و انواعِ نبات و نوامی مشهور، اجناسِ وحوش و طیور از فضای هوا و…

۱

داستان ماهی و ماهی خوار

ایرا گفت که مرغکی بود از مرغانِ ماهی‌خوار؛ سال‌خورده و علوّ سنّ یافته؛ قوّتِ حرکت و نشاطش در انحطاط آمده و دواعیِ شکار ک…

۲

داستانِ راسو و زاغ

ایرا گفت: آورده‌اند که در مرغزاری که صبّاغِ قمر در رستهٔ رنگرزانِ ریاحینش دکّانی از نیل و بَقَم نهاده بود و عطّار‌ِ صبا …

۳

داستانِ پیاده و سوار

راسو گفت: شنیدم که وقتی مردی جامه‌فروش، رزمه‌ای جامه دربست و بر دوش نهاد تا به دیهی برد فروختن را. سواری اتّفاقاً با او …

۴

شرح آیینِ خسروانِ پارس

ایرا گفت : شنیدم که صاحب‌اقبالی بود از خسروانِ پارس که خصایصِ عدل و احسان بر وفورِ دین و عقلِ او برهانی واضح بود، پادشاه…

۵

رسیدن آزادچهر بمقصد و طلب کردنِ یهه و احوال با او گفتن

آزادچهر ایرا را بجایگاهی معیّن بنشاند و خود بطلب یهه که اگرچ بصورت خرد بود ، متانت بزرگانِ دولت داشت و بخرده‌شناسیِ کاره…

۶

صفت کوهی که نشیمن‌گاهِ عقاب بود و شرحِ مجلسِ او

چون آنجا رسید، چشمش بر کوهی افتاد به بلندی و تندی چنان که حسِّ باصره تا بذروهٔ شاهقش رسیدن، ده‌جای در مصاعدِ عقبات آسایش…

۷

اتّصال آزادچهره بخدمتِ پادشاه و مکالماتی که میان ایشان رفت

آزادچهره درآمد ، مرقّعی چون سجّادهٔ بی زینتِ صوفیانه از فوطهٔ شابوری و عتابی نشابوری چست در بر کرده، متحلّی بتأدیبِ ذات …

۸

رجوعِ آزادچهره بخدمتِ شاه و ایرادِ نصایح

آزادچهره روزِ دیگر بخدمت پیوست صبیح‌الوجه ، نجیح‌السّعی ، وضیّ المنظر ، مقضیّ‌الوطر ، بساطِ ثنا بگسترانید و دعا بآسمان ا…

۹

وصیّتِ آزادچهره و ختم کتاب

آزادچهره گفت : حقّ را، عَزَّ اسمُهُ وَ تَعَلَی ، دو کار فرمایست بر عمارتِ دو سرای گماشته یکی عقل و دیگر شرع؛ اگر خواهی ک…

۱۰
۱/۲