رباعیات
از مجموعه اشعار طبیب اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
این دیده به راه انتظاریست مرا وین گوش به گفتگوی یاریست مرا دیگر سوی که بینم و از که شنوم این هر دو چو از برای کاریست مرا
شمارهٔ ۲
افگار توام تاب و توانی بفرست بیمار غمم قوت جانی بفرست از نامه خشکی بتو راضیست طبیب گر نیست گلی برگ خزانی بفرست
شمارهٔ ۳
بازم به کمین غمزه پنهانی هست زخمی به دل از کاوش مژگانی هست تا چند تو بر گریه ما می خندی گویا نشنیده ای که هجرانی هست
شمارهٔ ۴
ای آنکه همیشه جور کارت باشد آوردن عاشقان شعارت باشد این دیده که بی روی تو خون می گرید تا چند براه انتظارت باشد
شمارهٔ ۵
گر فلک سازد جدا زان گوهر یکتا مرا چون صدف گردد کف افسوس سرتاپا مرا ترسم آن آتش که از عشق تو سوزد بر سرم رفته رفته افکند …
شمارهٔ ۶
روزی که فلک از تو بریده است مرا می دانم آنکه آفریده است مرا چندان غم هجران تو در دل دارم کس با لب پرخنده ندیده است مرا
شمارهٔ ۷
در بزم تو هر کس که می ناب خورد دور از تو به جای باده خوناب خورد یارب نرسد زسنگش آسیب شکست جامی که ازو تشنه لبی آب خورد
شمارهٔ ۸
دنبال من آن به که تکاپو نکنید وآنجا که منم نگه به آن سو نکنید ای همنفسان به جان خود رحم کنید آن گل که ز خاک ما دمد بو نک…
شمارهٔ ۹
هرگز دل من به عیش فیروز مباد بی ناله زار و آه جانسوز مباد گر روز خوش اینست که یاران دارند یارب شب محنت مرا روز مباد
شمارهٔ ۱۰
هرجا که سگیست آستانی دارد هر جا مرغیست آشیانی دارد جز درگه تو، طبیب خو کرده به غم کافر بادا اگر گمانی دارد