پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار طبیب اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۹
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

این دیده به راه انتظاریست مرا وین گوش به گفتگوی یاریست مرا دیگر سوی که بینم و از که شنوم این هر دو چو از برای کاریست مرا

۱

شمارهٔ ۲

افگار توام تاب و توانی بفرست بیمار غمم قوت جانی بفرست از نامه خشکی بتو راضیست طبیب گر نیست گلی برگ خزانی بفرست

۲

شمارهٔ ۳

بازم به کمین غمزه پنهانی هست زخمی به دل از کاوش مژگانی هست تا چند تو بر گریه ما می خندی گویا نشنیده ای که هجرانی هست

۳

شمارهٔ ۴

ای آنکه همیشه جور کارت باشد آوردن عاشقان شعارت باشد این دیده که بی روی تو خون می گرید تا چند براه انتظارت باشد

۴

شمارهٔ ۵

گر فلک سازد جدا زان گوهر یکتا مرا چون صدف گردد کف افسوس سرتاپا مرا ترسم آن آتش که از عشق تو سوزد بر سرم رفته رفته افکند …

۵

شمارهٔ ۶

روزی که فلک از تو بریده است مرا می دانم آنکه آفریده است مرا چندان غم هجران تو در دل دارم کس با لب پرخنده ندیده است مرا

۶

شمارهٔ ۷

در بزم تو هر کس که می ناب خورد دور از تو به جای باده خوناب خورد یارب نرسد زسنگش آسیب شکست جامی که ازو تشنه لبی آب خورد

۷

شمارهٔ ۸

دنبال من آن به که تکاپو نکنید وآنجا که منم نگه به آن سو نکنید ای همنفسان به جان خود رحم کنید آن گل که ز خاک ما دمد بو نک…

۸

شمارهٔ ۹

هرگز دل من به عیش فیروز مباد بی ناله زار و آه جانسوز مباد گر روز خوش اینست که یاران دارند یارب شب محنت مرا روز مباد

۹

شمارهٔ ۱۰

هرجا که سگیست آستانی دارد هر جا مرغیست آشیانی دارد جز درگه تو، طبیب خو کرده به غم کافر بادا اگر گمانی دارد

۱۰
۱/۳