پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۸۶

از طبیب اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

هرگز به یاد ما زر و گوهر نمی‌رسد
ما را بی‌غیر یار به خاطر نمی‌رسد
اشکی به دیده کی رسد از گرمی جگر
از شیشه این شراب به ساغر نمی‌رسد
در پیش ما که بی‌سروسامان عالمیم
دردسری به منت افسر نمی‌رسد
دل معرفت ز عشق پذیرد که آینه
روشنگری چو نیست به جوهر نمی‌رسد
تا کی طبیب شکوه کنی از جفای دهر
شرح غم فراق به آخر نمی‌رسد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید