پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار طبیب اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۶۵
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

منزل بسی دور و بپا ما را شکسته خارها واماندگان را مهلتی ای کاروان سالارها آگه زرنج بادیه باشند واپس ماندگان محمل نشینان …

۱

شمارهٔ ۲

درماندگی خود به که گوییم خدا را سلطان ندهد گوش به فریاد گدا را گویند که هر تیره‌شبی را سحری هست گویا سحری نیست شب تیره‌ی…

۲

شمارهٔ ۳

جا در صف عشاق مده اهل هوس را حیفست که از هم نشناسی گل و خس را تا بر دلت از ناله غباری ننشیند از بیم تو در سینه نهفتیم نف…

۳

شمارهٔ ۴

چو خواهم با سگانش گرم سازم آشنائی را رقیب از رشگ آرد در میان حرف جدائی را ز گلشن می رود آن شوخ بی پروا و می ترسم که با گ…

۴

شمارهٔ ۵

چون از طرف چمن آن سر و سیمین‌بر شود پیدا ز غوغای تذروان شورش محشر شود پیدا درین گلشن ازین داغم که نوپرواز مرغان را رسد ع…

۵

شمارهٔ ۶

از هجر بت یگانه ما خون می چکد از ترانه ما بر خاست ز آسیای افلاک افغان زشکست دانه ما افتاده زمین خراب و بیخود از ناله عاش…

۶

شمارهٔ ۷

نیست هرگز به بد و نیک جهان کار مرا هست یکسان به برم سبحه و زنار مرا آب آیینه ز عکس رخ من گل گردد گرد غم بس که نشسته است …

۷

شمارهٔ ۸

دارد به سحر دعا اثرها دست من و دامن سحرها هر شب بامید وعده تو چشمم شده فرش رهگذرها از باخبران نشد سراغی جستیم خبر زبی خب…

۸

شمارهٔ ۹

به همواری تهی کن از غم لیلی‌وَشان دل را ازین وادی بکش ای ساربان آهسته محمل را مکن کاوش ز مژگان پیش از این بادل که جز مهر…

۹

شمارهٔ ۱۰

چو نیست دسترسم آنکه بوسم آن پا را به هرکجا که نهی پای بوسم آنجا را تن هزار شهیدت فتاده بر سر کویت به احتیاط نه‌ ای دوست …

۱۰
۱/۱۷