پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۶۱

از طبیب اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

ز نکوئی آنچه باید همه را تمام داری
چه شود اگر بگوئی صنما چه نام داری
نه ز دوستی وفائی نه به دشمنی جفائی
همه حیرتم نگارا که سر کدام داری
منم و دل فگاری به تو دادم اختیارش
ز غمش بسوز و خون کن سر هر کدام داری
نرسی طبیب آسان به حریم کوی جانان
که به راه عشقبازی غم ننگ و نام داری

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید