پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۳

از طبیب اصفهانی در دیوان اشعار - قطعات

می‌رود از خویش دل چون دیده حیران می‌شود
ای خوش آن عاشق که محو روی جانان می‌شود
دور از انصافست از بهر دعا برداشتن
آشنا دستی که با چاک گریبان می‌شود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید