پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قطعات

از مجموعه اشعار طبیب اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۳
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - آغاز

گر برون از هردو عالم گوشه‌ای پیدا کنم می‌روم تا عزلتی از مردم دنیا کنم دیده بی‌اشک را چون چشم عینک نور نیست شمع‌سان می‌خ…

۱

شمارهٔ ۲ - در استمهال از پرداخت وام فرماید

ایا ستوده خصالی که چرخ گاه عطا هزار چشم به دست تو دوخت از اختر رواست کز پی بزم تو بی طلب ریزی زنافه مشگ وز نی شکر از صدف…

۲

شمارهٔ ۳

روشن چراغ عشق زداغ دل منست پروانه را سرشت ز آب و گل منست آزاده را به کار گشا احتیاج نیست مانند سرو و عقده دل حاصل منست

۳

شمارهٔ ۴

دیده ام گر تشنه دیدار باشد دور نیست تربیت او را چو گوهر جز در آب شور نیست عارفان را لحظه‌ای در بحر هستی چون حباب خانه دل…

۴

شمارهٔ ۵

تو میر کاروانی و ماخسته رهروان غافل زرهروران مشو ای میر کاروان در محفلی که چهره فروزی به گرد تو چون هاله گرد ماه نشینند …

۵

شمارهٔ ۶

عیب مکن جان من گرمی بازار نیست بنده شایسته‌ام، خواجه خریدار نیست باکه توان گفت این کز ستم او مرا شکوه بسیار هست قوت گفتا…

۶

شمارهٔ ۷

در جهان از داوری هرگز نیاید داوری کو روا دارد ستم بر محرمان لشکری نقد فرصت چون ز دستم رفت گشتم دیده‌ور دادم از کف چون گه…

۷

شمارهٔ ۸

بس که ساغر چشم مخمورش ز خون دل گرفت رنگ خون مژگان او چون خنجر قاتل گرفت خوشدلی در طالع من نیست گویا روزگار در سرشتم آب ا…

۸

شمارهٔ ۹

گرچه ما را دسترس بر دامن آن ماه نیست شکرلله از گریبان دست ما کوتاه نیست می‌کند دلجویی احباب ما را بی‌حضور وقت آن کس خوش …

۹

شمارهٔ ۱۰

گر فلک سازد جدا از آن گوهر یکتا مرا چون صدف گردد کف افسوس سرتاپا مرا ترسم آن آتش که از عشق تو سوزد بر سرم رفته‌رفته افکن…

۱۰
۱/۲