پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۱۰۱۱

از شاه نعمت‌الله ولی در غزلیات

علم صید است و قید کن محکم
یاد می‌گیر و می‌نویسش هم
نفسش جان به عالمی بخشد
هر که با جام می بود همدم
گر جهانی به غم گرفتارند
دل شادان ما بود بی‌غم
اسم اعظم مرا چو خرم کرد
نخورم غم ز صاحب اعظم
عقل خود را بزرگ می‌دارد
نزد من کمتر است از هر کم
مقدم ما مبارک است به فال
ذوق‌ها می‌رسد در این مقدم
نعمت‌اللّه به عالمی می‌داد
بندگان سرخوشند و سید هم

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید