غزلیات
از مجموعه اشعار شاه نعمتالله ولی
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
هر چه گفتم عیان شود به خدا پیر ما هم جوان شَود به خدا در میخانه را گشاد یقین ساقی عاشقان شود به خدا هر چه گفتم همه چنان …
غزل شمارهٔ ۲
نعمت الله است دائم با خدا نعمت از الله کی باشد جدا در دل و دیده ندیدم جز یکی گرچه گردیدم بسی در دو سرا میل ساحل کی کند ب…
غزل شمارهٔ ۳
عارفی کو بُود ز آل عبا خواه گو خرقه پوش و خواه قبا جان معنی طلب نه صورت تن تن بی جان چه می کند دانا باده می نوش و جام را…
غزل شمارهٔ ۴
ما به عین تو دیده ایم تو را وز همه برگزیده ایم تو را عاشقانه یگانه در شب و روز در کش خود کشیده ایم تو را نور چشمی و در ن…
غزل شمارهٔ ۵
رند مستی جو دمی با او برآ از در میخانهٔ ما خوش درآ مجلس ما را غنیمت می شمر زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا جام می بستان و…
غزل شمارهٔ ۶
ذوق اگر داری در این دریا درآ عاشقانه خوش بیا با ما برآ گر بیابی گوشهٔ میخانه ای کی کنی رغبت به ملک دو سرا جملهٔ درها به …
غزل شمارهٔ ۷
ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا در آن سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ چو او است در دو سرا غیر او نمی بینم منم که از دل و جا…
غزل شمارهٔ ۸
خار بی کنگر چه کار آید مرا راه بی رهبر چه کار آید مرا گر نباشد مرتضی با من رفیق خدمت قنبر چه کار آید مرا عیسی مریم همی ج…
غزل شمارهٔ ۹
از ازل تا ابد خواند مرا یار من محروم کی ماند مرا من به غیر او نکردم التفات حضرت او نیک می داند مرا عاقبت تاج سر شاهان شو…
غزل شمارهٔ ۱۰
گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را خود کجا آزار مردم ای عزیزان ، من کجا نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباش تا نگیرد ب…