پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۳

از امیر شاهی سبزواری در دیوان اشعار - غزلیات

مرا عشقت از ره برون می‌برد
به کوی ملامت درون می‌برد
گر اینست زنجیر زلف، ای حکیم
ترا هم به قید جنون می‌برد
به تاراج دل چشم او بس نبود
لبش نیز خطی به خون می‌برد
گل از روی او هست در انفعال
ولیکن به خنده برون می‌برد
اگر شاهی از لعل او برد جان
از آن چشم خونریز چون می‌برد؟

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید