پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار سیف فرغانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۵۸۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما دیده از جان ساخت باید دیدن روی ترا از رخ و روی تو رنگی تابناک آمد بچشم وز سر زلف تو بوی…

۱

شمارهٔ ۲

کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا زمانه غاشیه دولتش بسر کشدا کسی مدام چومن بی مدام مست بود که باده زآن لب شیرین چون شکر کشدا…

۲

شمارهٔ ۳

بیاور آنچه دل ما بیکدگر کشدا بسر کشد آنچه دلم بار او بسر کشدا غلام ساقی خویشم که بامداد پگاه مرا زمشرق خم آفتاب بر کشدا …

۳

شمارهٔ ۴

چنان به وصل تو میلی‌ست خاطر ما را که دل به صحبت یوسف کشد زلیخا را بیا بیا که به شب چون چراغ درخوردست به روز شمع جمال تو …

۴

شمارهٔ ۵

مبداء عشق ز جاییست که نیز آنجا را کسی ندیدست و نداند ازل آن مبدا را سخن عشق بسی گفته شد و می گویند کس ازین راه ندانست ام…

۵

شمارهٔ ۶

رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند چون ناخن عروسان از ه…

۶

شمارهٔ ۷

کی بنگرد برحمت چشم خوش تو ما را نرگس همی نیارد اندر نظر گیا را دل می دهد گواهی کورا تو برد خواهی چشمت بتیر غمزه گو جرح ک…

۷

شمارهٔ ۸

سوخت عشق تو من شیفتهٔ شیدا را مست برخاسته‌ای باز نشان غوغا را کرد در ماتم جان دیده تر و جامه کبود خشک‌مغزیِ دو بادام سیا…

۸

شمارهٔ ۹

چنان عشقش پریشان کرد ما را که دیگر جمع نتوان کرد ما را سپاه صبر ما بشکست چون او بغمزه تیر باران کرد ما را حدیث عاشقی با …

۹

شمارهٔ ۱۰

هر چه غیر دوست اندر دل همی آید ترا جمله ناپاکست و تو پاکی نمی‌شاید ترا ور تو ذکر او کنی هر گه که ذکر او کنی غافلی از وی …

۱۰
۱/۵۹