رباعیات
از مجموعه اشعار سلمان ساوجی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
رباعی شمارهٔ ۱
آمد سحری ندا ز میخانه ما کای رند خراباتی دیوانه ما برخیز که پر کنیم پیمانه ز می زآن پیش که پر کنند پیمانه ما
رباعی شمارهٔ ۲
ای آنکه تو طالب خدایی به خود آ از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا اول به خود آ چون به خود آیی به خدا کاقرار نمایی به خدایی ب…
رباعی شمارهٔ ۳
با باد، دلم گفت که بادا بادا با یار بگو و هر چه بادا بادا کآن کس که مرا ز صحبتت کرد جدا شب با غم و رنج روز بادا بادا
رباعی شمارهٔ ۴
جز نقش تو در نظر نیامد ما را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را خواب ار چه خوش آید همه را در عهدش حقا که به چشم در نیامد ما را
رباعی شمارهٔ ۵
از عهد و وفا هیچ خبر نیست تو را جز وعده و دم هیچ دگر نیست تو را سازند کمر به دست عشاق به ناز چون است کز این دست کمر نیست…
رباعی شمارهٔ ۶
با طبع لطیف از در لطف در آ با نفش غلیظ ز ره جور میا در هیزم و گل تاملی کن که جهان آن را به تبر شکافت و این را به صبا
رباعی شمارهٔ ۷
گفتم که مگر به اتفاق اصحاب در موسم گل ترک کنم باده ناب بلبل ز چمن نعره زنان داد جواب کای بیخبران برگ گل و ترک شراب؟
رباعی شمارهٔ ۸
درد آمد و گرد من ز هر سو بنشست گه بر سرو چشم و گاه بر رو بنشست چون دولت کار او به پایان برسید آمد به ادب به هر دو زانو ب…
رباعی شمارهٔ ۹
اشکم ز رخ تو لاله رنگ آمده است پای دلم از دلت به سنگ آمده است آمد دل و در کنج دهانت بنشست مسکین چه کند ز غم به تنگ آمده …
رباعی شمارهٔ ۱۰
من با کمر تو در میان کردم دست پنداشتمش که در میان چیزی هست پیداست کز آن میان چه بر بست کمر تا من ز کمر چه طرف بر خواهم ب…