پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار سحاب اصفهانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۷
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - فرید زمان

فرید زمان آنکه آمد به دنیا نظیر وعدیلش چو اکسیر و عنقا وحید زمان میرزا احمد آنکش ز طلعت بود نور حق آشکارا ملک پاسبانی فل…

۱

شمارهٔ ۲ - جشن و آتش بازی

چه شد که چرخ جفا پیشه کرد میل وفا هزار گونه اساس نشاط کرده به پا سپهر محفل عیشی به دهر چیده کز آن شده است بزم جهان رشک ج…

۲

شمارهٔ ۳ - در وصف بهار و مدح

ز نکهت گل و فیض صبا ورشح سحاب جهان پیر دگر باره یافت عهد شباب بهار قد عروسان باغ را آراست به رنگ رنگ لباس و به گونه گونه…

۳

شمارهٔ ۴ - انوار غیب

چه شد که روی عروس جهان منور شد چو سطح چرخ بسیط زمین پر اختر شد هوا ز پرتو مشعل زمین زشعله ی شمع بسان معدن الماس و کان گو…

۴

شمارهٔ ۵ - زهره ی زهرا

این چه بزم است که آرایش دنیا آمد محفل دهر زفیضش طرب افزا آمد فخر از این بزم، زمین کرد، مباهات سپهر ز آنکه این انجمن، آن …

۵

شمارهٔ ۶ - به مناسبت مراسم همسری و آتش بازی سروده است

فرید عالم و زیب جهان و زینت کشور که کشور هنرش شد به نوک خامه مسخر فروغ بزم هنر باشد آنکه محفل دانش زنور شمع وجودش مزین ا…

۶

شمارهٔ ۷ - معما در وصف شمشیر و مدح

چیست آن لعبت که قدش خم بود پیکر نزار وسمه اش گاهی برابر و غازه اش گه بر عذار قامتش رنجور و خم چون عاشق وامق صفت عارضش زی…

۷

شمارهٔ ۸

حبذا ای کاخ کیوان رفعت گردون اساس شمس از مقیاس تابان شمسه ات در اقتباس شمع های محفل تو است اینکه خوانندش نجوم زانکه سطح …

۸

شمارهٔ ۹

چو شد مشاطه ی خورشید سوی برج حمل عروس دهر محلی شد از حلی و حلل زمین چو کان زمرد ز سبزه شد به قیاس چمن چو معدن بسد زلاله …

۹

شمارهٔ ۱۰

مگر زناز بر افشانده دلستان کاکل که عالمی است معطر زبوی آن کاکل به زلف وکاکل او بسته زان دل و جانم که بوی دل دهدش زلف و ع…

۱۰
۱/۲