رباعیات
از مجموعه اشعار صفای اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
این قطب وجود جسم بیجان تو نیست این دائره بی نقطه سلطان تو نیست این باد و بساط بی سلیمان تو نیست آن نیست که در قبضه فرمان…
شمارهٔ ۲
من بنده تو پادشاه پاینده بذات ای ذات مقدس تو سلطان صفات عدلی و جواد و قادر و قائل کل یا همهمه اراده و علم و حیات
شمارهٔ ۳
یارب بجلالت رضا قطب وجود ما را بوجود خویشتن کن موجود در شاهد و مشهود توئی غیر تو نیست ای دیده شاهد و جمال مشهود
شمارهٔ ۴
پای دل من بسته زنجیر تو باد ور سر ننهد بدشت نخجیر تو باد ور کشته شود طعمه سر مستانت ور زنده بماند هدف تیر تو باد
شمارهٔ ۵
درجان مقیدان جمال مطلق ساری شد و جلوه کرد و برگشت ورق حق خلق شد و خلق حق و هر دو یکست خلقست بجای خلق حقست بحق
شمارهٔ ۶
پوشیده ز حق نیست نه اکثر نه اقل لم یفعل ان لم یشان ان شاء فعل در ذات و صفات و فعل عالم همه اوست لا غیر کلام خیر ما قل و …
شمارهٔ ۷
پیدا شد و گفت بین رخ حق دیدم حق را بدل خویش محقق دیدم بی قید خودی در دل و در دیده ماست دیدم دیدم بحق مطلق دیدم
شمارهٔ ۸
من دوش رخ صدق و صفا را دیدم عنوان محبت و وفا را دیدم دادم بصفا صیقل آئینه دل در صیقل آئینه خدا را دیدم
شمارهٔ ۹
باشد بکف عشق مهار دل من در دست غمست اختیار دل من هرگز دل من بی غم عشق تو مباد در کار غم تو باد کار دل من
شمارهٔ ۱۰
ای بنده طاعت تو مسرور از تو در چشم و دل اهل صفا نور از تو در چشمی و اصحاب نظر در طلبت در جانی و این بی بصران دور از تو