رباعیات
از مجموعه اشعار ادیب صابر در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
با باغ گل و باده گلگون ما را چون دید حسد نمود گردون ما را گرماش ز باغ کرد بیرون ما را سردابه گزید باید اکنون ما را
شمارهٔ ۲
ساقی چو به من دهد می گلگون را گلگون کنم از فروغ او جیحون را چندان به جزع باده دهم هامون را تا مست کنم زیر زمین قارون را
شمارهٔ ۳
آخر برسد به صبح صادق شب ما در برج شرف نور دهد کوکب ما پر شکر شود پس از شکایت لب ما تا زین ظفر نهند بر مرکب ما
شمارهٔ ۴
ای روز تو را وثاق در منزل شب بی زلف تو معزول بود عامل شب تا روز مرا حل نکند مشکل شب نالم ز دل تو هر شبی در دل شب
شمارهٔ ۵
ای مایه هر لطافت ای در خوشاب از هر سخنی چو آتش تیز متاب گر آتش و آب خوانمت هست صواب پاکیزه چو آتشی و بایسته چو آب
شمارهٔ ۶
از غمزه تو تیر بلا پیکان یافت وز نام تو نامه جفا عنوان یافت در تو ز جفا هر چه فلک جست آن یافت با دست حنا بسته وفا نتوان …
شمارهٔ ۷
تا نرگس چشم تو زبونم کرده است از باغ مراد دل برونم کرده است چون پشت بنفشه سرنگونم کرده است چون روی گل آلوده به خونم کرده…
شمارهٔ ۸
از فرقت دلبر دل ناشادم هست یادم نکند گرچه از او یادم هست از یک دل او هزار بیدادم هست فریاد کنم که جای فریادم هست
شمارهٔ ۹
جانا لب و غمزه تو نوش و نیش است زان روح به راحت است و زین دل ریش است زان غمزه و لب که دلبریشان کیش است هر چند که رنج هست…
شمارهٔ ۱۰
دلبر که به کام دل سفر کرد و برفت ما را لب و دیده خشک و تر کرد و برفت دیدار عزیز را به یک عزم سفر از دیده و جان عزیزتر کر…